تبلیغات
بهترین ها - مطالب ابر پاراگراف
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

"مردم"


من چیزی بدتر از اخلاق امروزی مردم سراغ ندارم ، امروزه مد شده به محض این که شما رویتان را برگردانید مردم پشت سر شما شروع می کنند به وراجی کردن و گفتن چیزهایی که صد در صد درست است!

کتاب : تصویر دوریان گری
نویسنده : اسکار وایلد

ارسالی از : امیر

"زمستون"


زمستون فقط فصل پولداراس! اگه پولدار باشی زمستون برات یه شوخیه که می‌تونی با پالتوی پوست کَلکش رو بکنی و گرم بشی و تازه بعدش بری اسکی! اگه بدبخت باشی سرما برات یه بلای آسمونیه! اون‌وقت یاد می‌گیری چه جوری از منظره‌های پوشیده از برف متنفر باشی!

نویسنده : اوریانا فالاچی
کتاب : نامه به کودکی که هرگز زاده نشد

ارسالی از : امیر


"همین"


وقتی جوونی
یه جفت
کفشِ
زنونه ی پاشنه بلند
که واسه خودش
تک و تنها
توی کمد
نشسته
بدجوری
حالی به حالی ت می کنه

وقتی پیری اما
اون واسه خودش
فقط
یه جفت کفشه
که کسی
پا توش
نکرده
همین

چارلز بوکوفسکی
کتاب : تو مشغول مردن‌ات بودی

ارسالی از : امیر

"برای کودک فقیری که حالا دیگر برای خودش مرد فقیری شده..."


درست مثل روز اولی که دیدمش،
من داشتم به تو فکر می کردم
و او میان زباله های شهر دنبال آینده می گشت...
حالا
هر روز
وقتی از هم رد می شویم
من دارم به تو فکر می کنم
و او هنوز...

شاعر : کامران رسول زاده
کتاب : کوتاه بیا!عمرم به نیامدنت قد نمی دهد
انتشارات : مروارید

ارسالی از : امیر

"جالب"


نمی‌دانم چه چیز برایم جالب است،اما می‌دانم چه چیز برایم جالب نیست.

آلبر کامو
کتاب : بیگانه


"زرنگ"


آدم‌هایی که خیال می‌کنند واقعا زرنگ هستند همیشه از آدم می‌خواهند که در حقشان لطف بزرگی بکنی.فقط به خاطر این که شیفته و کشته مرده‌ی خودشان هستند،فکر می‌کنند بقیه هم شیفته‌ی آنان هستند.

جی.دی.سلینجر
کتاب : ناتور دشت

ارسالی از : امیر


"منتظر"


من منتظرم و مهم نیست که وقتی آدم منتظر چیزی یا کسی‌یه،وقتش رو چطور می‌گذرونه.چون به هر حال آدم همیشه منتظر چیزی یا کسی‌یه!

ریچارد براتیگان
کتاب : پس باد همه چیز را با خود نخواهد برد

ارسالی از : امیر


"دلیل"


کسانی که شما را دوست دارند حتی اگر هزار دلیل برای رفتن داشته باشند ترکتان نخواهند کرد،آنها یک دلیل برای ماندن خواهند یافت.

بهو میل هرابال
کتاب : تنهایی پر هیاهو

ارسالی از : امیر


"پاسکال تهی‌دست"


ما گوسفند نیستیم که پروار شویم.ظهور یک پاسکال تهی‌دست ارجمندتر است از پدید آمدن چند کم هنر موفق.

آنتوان دوسنت اگزوپری
کتاب : زمین انسان‌ها

ارسالی از : امیر


"درست و غلط"


ما همیشه یا جای درست بودیم در زمان غلط یا جای غلط بودیم در زمان درست و همیشه هم همدیگر را از دست داده بودیم.

پل استر
کتاب : مون پلاس


"درد"


چیزهایی هست که هر چه هم که نخواهیشان ببینی باز می‌آیند، باز سنگین و بی‌رحم می‌آیند و خود را روی تو می‌افکنند و گرد تو را می‌گیرند و توی چشم و جانت می‌روند و همهٔ وجودت را پر می‌کنند و آن را می‌ربایند که دیگر تو نمی‌مانی، که دیگر تو نمانده‌ای که آن‌ها را بخواهی یا نخواهی. آن‌ها تو را از خودت بیرون رانده‌اند و جایت را گرفته‌اند و خود تو شده‌اند. دیگر تو نیستی که درد را حس کنی. تو خود درد شده‌ای.

ابراهیم گلستان
کتاب : آذر،ماه آخر پاییز


"مگر نه؟"


بهتر است خیال برت ندارد، آدم‌ها چیزی برای گفتن ندارند. واقعیت این است که هر کس فقط از دردهای شخصی خودش با دیگری حرف می‌زند. هر کس برای خودش و دنیا برای همه. عشق که به میدان می‌آید، هرکدام از طرفین سعی می‌کنند دردشان را روی دوش دیگری بیندازند، ولی هر کاری که بکنند بی‌نتیجه است و درد‌هاشان را دست نخورده نگه می‌دارند و دوباره از سر می‌گیرند، با ز هم سعی می‌کنند جایی برایش پیدا کنند. می‌گویند: شما دختر قشنگی هستید. و زندگی دوباره آن‌ها را به چنگ می‌گیرد تا وقتی که دوباره‌‌ همان حقه را سوار کنند و بگویند: شما دختر خیلی قشنگی هسید. وسط این دو ماجرا به خودت می‌نازی که توانسته‌ای از شر دردت خلاص بشوی، ولی عالم و آدم می‌دانند که ابدا حقیقت ندارد و دربست و تمام و کمال نگهش داشته‌ای. مگر نه؟

لویی فردینان سلین
کتاب : سفر به انتهای شب


"نمی‌دونم"


گفت: «نمی‌دونم... این روز‌ها انگار نمی‌تونم منظورمو برسونم. فقط نمی‌تونم. هروقت می‌خوام چیزی بگم، غلط فهمیده می‌شه. یا این جوره، یا آخرش طوری می‌شه که خلاف نظرمو می‌گم. هرچه سعی می‌کنم درستش کنم، بیشتر گند می‌زنم. گاهی حتی یادم نمی‌یاد اول چی می‌خواستم بگم. انگار تنم دونیم شده و نصفش دنبال نصف دیگه‌ش دور ستون بزرگی می‌چرخه. هی دورش می‌دوم. اون نصفه‌ی دیگه کلمات دُرستو در دسترس داره، اما هیچ‌وقت بهش نمی‌رسم.»

هاروکی موراکامی
کتاب : گربه‌های آدمخوار


"عشق"


وقتی دو نفر مثل من و تو جدی عاشق همن باید هر کاری که می‌تونن بکنن تا عشقشون رو نجات بدن.باید حفظش کنن و برای این کار اولین کاری که باید بکنن اینه که از هم جدا بشن.

رومن گاری
کتاب : خداحافظ گاری کوپر

ارسالی از : امیر


"مشکوک"


مردم از انگیزه‌های شما و صداقت شما و اهمیت رنج‌هایتان جز با مرگِ شما متقاعد نمیشوند.

تا وقتی که زنده‌اید،وضع شما برایشان مشکوک است،فقط شایسته‌ی تردید آنها هستید.

بنابراین،تنها اگر این یقین وجود می‌داشت که می‌توان از تماشای نمایش مستفیض شد،آن‌وقت به زحمتش می‌ارزید که آنچه را نمی‌خواهند باور کنند برایشان ثابت کرد و تعجبشان را برانگیخت.

ولی شما خودتان را می‌کشید و چه حاصل که آنها حرف شما را باور کنند یا نکنند؛آنجا نیستید تا تعجب و ندامتشان را،که گذشته از آن هم دیری نمی‌پاید،بپذیرید و عاقبت،بر وفق آرزویی که همه کس دارد،در تشییع جنازه‌ی خود حضور یابید.

برای اینکه وضع شما دیگر مشکوک نباشد اصلا باید که دیگر وجود نداشته باشید.

آلبر کامو
کتاب : سقوط
نشر : نیلوفر

 

"صورت"


من هم مثل همه‌ی آدم ها هستم،دنیا را به همان صورتی می‌بینم که دوست دارم باشد،و نه به آن صورتی که هست .

پائولو کوئیلو
کتاب : کیمیاگر

ارسالی از : امیر


"سفر"


اگر انسان ماجراجویی پیشه کند،بی‌تردید تجربه‌هایی کسب می‌کند که دیگران از آن محرومند.

ما برای در پیش گرفتن این سفر،شیر یا خط انداختیم.شیر آمد؛یعنی باید رفت.و ما رفتیم.اگر خط هم می‌آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم خط می‌آمد،ما آن را شیر می‌دیدیم و به راه می‌افتادیم.

انسان میزان همه چیز است.نگاه من است که به همه چیز معنا می‌دهد.ما می‌خواستیم این‌گونه باشد و شد.مهم نبود که آیا شتاب‌زده تصمیم گرفتیم یا نه.مهم آن بود که گام در راهی می‌گذاشتیم که دوست داشتیم.ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم.هنگامی که بازگشتیم دیگر آن آدم پیشین نبودیم.عوض شده بودیم.سفر نگاه ما را به اوج‌ها برده بود.بزرگ‌تر شده بودیم...

ارنستو چگوارا
کتاب : خاطرات سفر با موتورسیکلت


"ساعت"


این دنیا یک روز بیشتر نیست.همین یک روز است که تکرار می‌شود.صبح آن را به ما می‌دهند و شب از ما پس می‌گیرند.شبیه یک ساعتِ از کار افتاده است که همیشه همان وقت را نشان می‌دهد!

ژان پل سارتر
کتاب : شیطان و خدا


درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان