تبلیغات
بهترین ها - مطالب ابر محمد نویری
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ترانه ای از محمد نُویری به نام "تا صبح"



دانلود

خواننده : هادی و مهدی خدابخش

امشب کنار تختمون تا صبح هق هق می‌کنم

سرگرمِ عکست می‌شم و از داغِ تو دق می‌کنم

قدِ تمومِ زندگیم از درد و دلشوره پُرم

نیستی و جای جفتمون تا صبح حسرت می‌خورم

امشب که با تنهاییِ این خونه خلوت می‌کنم

یا بی‌تو از پا درمیام،یا کم کم عادت می‌کنم

برگرد و مثل آینه دلواپسی‌مو گریه کن

هم بغضو تو چشام ببین،هم بی‌کسی‌مو گریه کن

از خاطراتت شب به شب این خونه رو پُر می‌کنم

به زنده بودن بعدِ تو دارم تظاهر می‌کنم

تا صبح از تو می‌گم و هر لحظه حالم بدتره

با فکرِ تو بیدارم و با گریه خوابم می‌بره

عکسِ تو رو می‌بینم و بغضت می‌پیچه تو گلوم

اون‌قدر می‌مونم به پات تا پا بگیری رو به روم

می‌میرم و این آخرِ تقدیرِ دلگیرِ تو نیست

قسمت نبوده عشق من،تقدیر تقصیرِ تو نیست

ترانه ای از محمد نُویری به نام "قرنطینه"



دانلود
خواننده : 25 بند
آهنگ و تنظیم : حمیدرضا شجاعی

(از آلبوم "باور" که امشب منتشر شد)

با چشمای خیس از کدوم غم بگم

منی که صدام غیر قانونیه

صدامو از این فاصله گوش کن

صدایی که تو خونه زندونیه

منم مادرِ نسلِ فردای تو

نباید بذاری قرنطینه شم

صدامو از این فاصله گوش کن

که با اعتمادِ تو تهمینه شم

به من تکیه کن،من شبیه زنی

که یک عمره خط می‌زنی نیستم

یه سیمرغِ غمگینم و شک نکن

که توی قفس دیدنی نیستم

به من تکیه کن،تکیه‌گاهِ تواَم

اگه از زمونه دلت خون شده

شریکِ تو و لحظه‌های تواَم

شریکی که از صحنه بیرون شده

تو از هراسِ گم شدن

تو کوچه‌های شهر من،چیزی نمی‌دونی

تو از غروری که شکست

از دردی که لبامو بست،چیزی نمی‌دونی

به من تکیه کن،من شبیه زنی

که یک عمره خط می‌زنی نیستم

یه سیمرغِ غمگینم و شک نکن

که توی قفس دیدنی نیستم

از آوازی که تو گلو خفه شد

بگو بلکه روزی رهاتر بشیم

بگو بلکه قفلِ قفس بشکنه

یه روزی دوباره برابر بشیم

ترانه ای از محمد نُویری به نام "رویای پاییزی"


دانلود
خواننده : محمد ناسوتی

رو نیمکتِ سیمانیِ شطرنج...من ماتِ چشمای تو می‌موندم

سربازها از جنگ می‌گفتن...اما من از عشق تو می‌خوندم

تو پارک‌های خلوتِ پاییز...هر وقت رویاتو بغل کردم

بی‌دلهره تلخیِ روزامو...تو قهوه‌ی چشمات حل کردم

وقتی صدای پات می‌اومد...قلبم سراپا شوقِ دیدن بود

وقتی بَرام از عشق می‌گفتی...روح و تنم گرمِ شنیدن بود

آتیشِ دستت شعله‌ور بود و...سرمای شهرو بی‌اثر می‌کرد

بادی که تو موهات می‌پیچید...تصویرتو جذاب‌تر می‌کرد

از باد و از آتیش و از پاییز...چی مونده جز دلتنگیای من

جز نیمکتای سردِ سیمانی...جز ساعتایی که نمی‌چرخن؟

تو پارک‌های خلوتِ این شهر...چندساله هیشکی پا نمی‌ذاره

رویای ما سر شد ولی فکرش...دست از سرِ من برنمی‌داره

ترانه ای از محمد نُویری به نام "مجبورم"



دانلود

خواننده : مهدی نصر
تنظیم : مجید آتش طینت

مجبورم آرومت کنم،شاید بخندی

شاید بتونم گریه‌تم طاقت بیارم

تو ساکتی،این خونه لبریز سکوته

تو ساکتی و روزِ آرومی ندارم

احساسِ خوبی نیست،این روزای آخر

دنیای ناآروممونو غم بگیره

من دارم عادت می‌کنم این بی‌قراری

هر روز وادارم کنه گریه‌م بگیره

کی باورش می‌شد یه شب دستات مال من نشه

دنیای من باشی ولی دنیات مال من نشه

کی باورش می‌شد به شب تقویممون پرپر شه و

هر لحظه با تو،لحظه‌ی تحویل سال من نشه؟

وقتی نشه هر لحظه رویاتو بغل کرد

احساسمو پای کدوم حسرت بریزم؟

دارم به آخر می‌رسم،دست خودم نیست

دارم از این دیوونه‌تر می‌شم عزیزم

من با تو و تنهاییات همراه می‌شم

روزای ناآروممونو برنگردون

چیزی بگو شاید دلت آروم بگیره

چیزی بگو این ساعتا رو سر نگردون

ترانه ای از محمد نُویری به نام "مجبور"


خواننده : مهدی نصر                                 دانلود
آهنگساز : احسان شفیعی زرگر
تنظیم : مجید آتش طینت

مجبورم آرومت کنم،شاید بخندی...شاید بتونم گریه‌تَم طاقت بیارم

تو ساکتی،این خونه لبریزِ سکوته...تو ساکتی و روزِ آرومی ندارم

احساسِ خوبی نیست این روزای آخر...دنیای ناآروممونو غم بگیره

من دارم عادت می‌کنم این بی‌قراری...هر روز وادارم کنه گریه‌م بگیره

کی باورش می‌شد یه شب دستات مال من نشه؟

دنیای من باشی ولی دنیات مال من نشه

کی باورش می‌شد یه شب تقویممون پرپر شه و

هر لحظه با تو لحظه‌ی تحویلِ سالِ من بشه؟

وقتی نشه هر لحظه رویاتو بغل کرد...احساسمو پای کدوم حسرت بریزم؟

دارم به آخر می‌رسم،دست خودم نیست...دارم از این دیوونه‌تر می‌شم عزیزم

من با تو و تنهایی‌هات همراه می‌شم...روزای ناآروممونو برنگردون

چیزی بگو شاید دلت آروم بگیره...چیزی بگو این ساعتا رو سر نگردون

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "سوگ سرد"


خواننده : شهریار طبری                 دانلود

نترس از سوگِ سردِ آرزوها...منو تو خوابِ مُردن آرزو کن

مثل کابوسِ این روزا بمون و...منو تو دستِ غم‌ها زیر و رو کن

تماشا کن چه بی‌وحشت هنوزم...اسیرِ کینه‌ی این کهنه دردام

تماشا کن،تماشا کن هنوزم...به جز دستای تو چیزی نمی‌خوام

اگه تقدیره دور از تو بمونم...اگه ممنوعه دستاتو بگیرم

همون بهتر که تو سرما بمونم...همون بهتر که این‌جوری بمیرم

ببین وامونده تو راهم مثل برگ...ببین قلبِ منم مثل تو خونه

ببین این‌بار شوخی نیست،حالا...دیگه پای من و تو در میونه

نترس از تیره‌ابرِ پُر هیاهو...به من مثل شبای رفته خو کن

منو تو خوابِ برگشتن ببین و...منو تو دستِ غم‌ها زیر و رو کن


ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "مرگ یک رویا"


خواننده : محمد ناسوتی                  دانلود

دَرو پشت سرم باید ببندم مبادا مرگِ رویامو ببینی

مبادا آخرین ثانیه‌های این عشقِ بی‌سرانجامو ببینی

مبادا باورت شه گریه کردم،مبادا حس کنی تردید دارم

دَرو پشت سرم باید ببندم که این کابوسو پشت سر بذارم

تموم شد هر چی بین ما دو تا بود،تمومِ عهدهایی که نبستیم

تمومِ رازهایی که نگفتیم،تمومِ قول‌هایی که شکستیم

تموم شد تا نخوام و باورم شه،همین‌قدر ساده رویاهامون به هم خورد

برای هردومون جای سواله،چرا تردید این‌جوری رقم خورد

نباید آرزویی که ندارم دَمِ رفتن سرِ رامو بگیره

نباید خاطراتِ خوبِ دیروز اَزم امروز و فردامو بگیره

نمی‌خوام لحظه‌ی آخر تو دستات جای زخم و جای مرهم عوض شه

مبادا چیزیو یادم بیاری،مبادا باز تصمیمم عوض شه


ترانه ای از محمد نُویری به نام "جشن غمگین"


خواننده : مهدی یغمایی                   دانلود

لبِ اِیوون یه فنجون چای می‌ریزم...می‌دونم شهرو مه می‌گیره این بارم

زمستون اومده پشتِ درِ خونه...ولی پاییزو پشت سر نمی‌ذارم

مثل پاییز که شال و کلاه کرده...می‌رم اما نمی‌دونم کجا می‌رم

یه‌بار دیگه حافظ می‌گه اینجایی...ولی یلدا رو بی‌تو جشن می‌گیرم

من و این جشنِ غمگین...من و این برف سنگین

من و روزای تلخ و...من و این چایِ شیرین

یه دنیا حرف مونده تو دلم اما...هنوزم بی‌تو با بی‌حرفی می‌سازم

روی موهام اینقدر برف باریده...که پشتِ شیشه آدم برفی می‌سازم

تو طولانی‌ترین پاییزِ من بودی...که زیرِ برف مِهرت تو دلم افتاد

انارِ سرخی بودی که شب یلدا...رو چادر نمازِ مادرم گل داد


ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "گله ندارم"


خواننده : میثم جمشیدپور                   دانلود

رفتی و بعدِ رفتنت...هیشکی به دادم نرسید

کوه‌ها به هم رسیدن و...آدم به آدم نرسید

افتادی تو راهی که توش...جای توقفی نبود

جاده نشست زیرِ پات...هیچی تصادفی نبود

گله ندارم از کسی...اگه شبامو غم گرفت

خدا تو رو داد و یه روز...خودش تو رو اَزم گرفت

گفتم و باورت نشد...عشقِ تو تو خونِ منه

دستِ خودم نیست که دلم...به خاطرِ تو می‌زنه


ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "طوفان شن"


خواننده : مهدی نصر                    دانلود

کنارم نشستی و دلتنگتم...یه جوری که دنیام درگیرته

تو اون‌قدر ماهی که دیوونَتم...که روز و شب تحت تاثیرته

تو اینجایی و این منم رو به روت...منی که پُر از کوچه ثانیه‌هام

منی که بهشت و جهنم هنوز...کنار تو فرقی ندارن بَرام

به اندازه‌ی اشتیاقِ یه عمر...می‌خوام چشم بدوزم به خندیدنت

می‌خوام دل ببندم به دلتنگیام...که گم شم تو آینده‌ی روشنت

یه پروانه‌م امشب تو طوفانِ شن...که دستِ خودم نیست آوارگیم

که دلشوره دارم تو این لحظه‌ها...که فرصت نداریم چیزی بگیم

یه جوری دلم با تو درگیره که...به عشق هم بدونِ تو بی‌اعتناست

یه جوری توی خواستنت گم شدم...که برگشتن و رفتنم با خداست


ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "گمت کردم"


خواننده : مهرزاد سلطانی نیا
                   دانلود

شبیه گم شدن تو مِه...شبیه گریه تو بارون

شبیه من بدونِ تو...تو قابِ عکسِ فردامون

شبیه دلتنگیِ عکسات...تو قابای تَرَک خورده

شبیه دوستت دارم...مثل گل‌های پژمرده

گمت کردم مثل حسی...که توی کوچه‌ها گم شد

گمت کردم مثل عشقی...که بی تو حرفِ مردم شد

گمم کردی مثل سایه...روی خاکِ شبای دور

مثل عشقی که تنها من...نفهمیدم کجا گم شد

مثل بارونِ تنهایی...میونِ کوچه‌های سرد

به یاد آرزوهایی...که با من موند و پیرم کرد

به یادِ بدرقه مثلِ...کتاب و قاب و آیینه

بگو هستی نگو دوری...نگو تقدیرمون اینه

بگو هستی مثل بغضی...که توی کوچه‌ها وا شد

بگو هستی مثل عشقی...که با کوچِ تو معنا شد

بگو هستی مقل قسمت...که تنها قسمتِ ما شد

مثل دستی که تنها...بعدِ دستای تو تنها شد

 

ترانه ای از محمد نُویری به نام "تکرار"


خواننده : مهدی نصر                  دانلود

نباید سرِ صحبتو وا کنیم...نمی خوام اشکامو باور کنی

می دونم چقدر حالت امشب بده...نمی خوام اوضا رو بدتر کنی

نباید بذارم نگاهم کنی...که حرفات کم کم تلنبار شه

نباید بذارم دوباره منو...ببوسی و تاریخ تکرار شه

تو چشمام خوندی که حالم بده...تو چشمات دیدم که ناراحتی

ولی باید امشب تمومش کنیم...واسه گریه کردن کجا راحتی؟

کجا می شه جوری نگاهم کنی...که آینده پیشِ چشام تار شه؟

کجا می شه تو گریه بازم منو...ببوسی و تاریخ تکرار شه؟

نمی خوام وقتِ خداحافظی...دوباره سرِ صحبتو وا کنیم

واسه لحظه هایی که از دست رفت...توی آخرین لحظه دعوا کنیم

نمی خوام این بار چیزی بگیم...از عشقی که ما رو زمین گیر کرد

از این لحظه ها که تو رو زجر داد...از این سال ها که منو پیر کرد

همین سال هایی که شاید فقط...با یه بوسه ی ساده تکرار شه

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "دنبال من نگرد"


خواننده : مهدی رستگاری                 دانلود

فنجونِ قهوه تو از اشک پُر نکن...رو میزِ کافه ها دنبال من نگرد

از قهوه های ترک بویی نمی بری...دنبال ردِ پام تو فالِ من نگرد

دنبال ردِ پات وقتی که گم شدم...پس کوچه ها اَزم دردی دوا نکرد

گفتی که بعد از این با من غریبه باش...دنبال من نیا،دنبال من نگرد

این قصه کهنه شد،این عشق دیگه مُرد...برگشتی و کسی دیگه تو کافه نیست

برگشتی و کسی تنها نمونده و...از دیر کردنت هیشکی کلافه نیست

فنجونِ فالتو از اشک پُر نکن...رو میزِ کافه ها تو این شبای سرد

از قهوه های تلخ ردِ منو نگیر...دنبال من نیا،دنبال من نگرد

گفتگو با "محمد نُوِیری"


هشتمین مصاحبه ی وبلاگ با آقای "محمد نُوِیری" ترانه سرای خوب و فعال کشورمان می باشد.مصاحبه ای که حس خوبی به همراه داشت.این گفتگو رو می خونین.

       

آقای نویری بیوگرافی کوتاهی از خودتون برای مخاطبین ما بفرمایین؟

متولد یلدای 1363 -اهواز - لیسانس مهندسی معدن دانشگاه صنعتی اصفهان.

ترانه از چه زمانی برای شما جدی شد و مشوقین شما چه کسانی بودن؟

خب یه جمله  کلیشه ای هست که واقعا هم احتمالا برای همه صدق می کنه.اینکه ازبچگی یه چیزایی می نوشتن.من هم از دوره ی راهنمایی یه چیزایی می نوشتم ولی طبعا ترانه نبودن.اولین جرقه ای که باعث شد تصمیم به ترانه سرایی بگیرم،خوندن ترانه ای از افشین یداللهی بود.سال 79،ترانه ی "طعنه" :
"خسته تر از صدای من،گریه ی بی صدای تو/حیف که مانده پیش من خاطره ات به جای تو"...واقعا تو اون شرایط نمی دونستم فرق این شعر با بقیه ی شعرها چیه.فقط حس می کردم که خوشم اومده.16 سالم بود و خب خیلی متفاوت بود با اخوان و شاملوئی که تا اون موقع می خوندم و شاملو رو نمی فهمیدم.بعدها با "دریا در من" شهیار قنبری آشنا شدم و بعد هم ایرج جنتی عطایی.

به کدامیک از ترانه سرایان ایرانی علاقه مندین و و الگوی شما در این زمینه چه کسی یا چه کسانی هستن؟

بذار از جواد رستمی و سعید کریمی اول اسم ببرم.توی بخش مشوقین جواد رستمی معلم ادبیات دوره ی راهنماییم بود.و سعید کریمی اولین دوست ترانه سرا که واقعا و انصافا ازش چیز یاد گرفتم.از بین ترانه سراها،ایرج،همیشه رشک برانگیز بوده برام و از "جنگل" و "بن بست" تا همین آلبوم آخر مهرداد.و از بین ترانه سراهای بعد از انقلاب،حسین غیاثی و محسن آزادی رو دوس دارم.هم خودشونو هم کاراشونو.

به عنوان یک ترانه سرا چه مسئولیت هایی رو در قبال ترانه برای خودتون قائل هستین؟

مهم ترین دغدغه های من موقع نوشتن،ادیت کردن و نقد،سلامتِ ترانه ست.هم توی حیطه ی زبان،هم مفهوم،و نگاه خیلی خیلی سخت گیرانه ای نسبت به قافیه دارم.در حدی که گاهی ممکنه به خودآزاری منجر بشه.اینکه قائل به قافیه ساختنِ مصوتِ بلند "ئی" به تنهایی نیستم،از استثناء روی متحرک استفاده نمی کنم و می گم،مقداری شاید سخت گیرانه باشه ولی خب،تلاشیه که برای خوش آهنگ تر بودن قافیه ها به کار می گیرم هرچند زحمت بیشتری می طلبه.در حیطه ی زبان هم به یکدستی زبان اهمیت می دم و به "نحو".

زمانی که برای آهنگساز یا خواننده ای ترانه می نویسین شما بیشتر به ارتقای سلیقه ی مخاطبش فکر می کنین یا تجربه کردن فضاهای جدید رو مدنظر قرار می دین؟ البته اگه چنین دغدغه ای برای آهنگساز یا خواننده وجود داشته باشه.

والا من بیشتر با رفقام کار کردم.دوستانی که سابقه ی دوستی مون بیشتر از سابقه ی  همکاری مونه.مهدی نصر،مهدی خدابخش،امید عراقی،مهدی رستگاری و...همه کسانی هستن که وقتی براشون می نویسم می دونم اونقدری به من اعتماد می کنن که اجازه بدن برم سراغ تجربه های تازه و از اون مهم تر اینکه بعد از این رابطه های بلند مدتی که داشتیم می دونم جسارت خوندن فضاهای متفاوت رو دارن.موقع همکاری با این رفقا،بیشتر به ارتقای سطح کاری خودمون (فارغ از اینکه حالا مخاطب می پسنده یا نه؟) فکر می کنم و فکر می کنم مخاطبِ موسیقی ای که دست کم این دوستانم تولید می کنن،مخاطب نسبتا جدی موسیقی و بعضا ادبیاته.اینه که چون تا حدودی جامعه ی هدف رو می شناسم و خود جامعه ی هدف خیلی وقتا انتظار کار روتین نداره،این جریانات تا حدی همسو می شن.در مورد دغدغه هم خب این دوستانی که ازشون اسم بردم واقعا دغدغه ی ترانه ی خوب و بدیع رو دارن.

رمز ماندگاری یک ترانه چه عواملی می تونن باشن؟ امروزه چرا ترانه ی ماندگار کمتری داریم؟

اول بذار چن تا مثال بزنم..."مرا ببوس،عقرب زلف کجت،پل،بوی خوب گندم،مادر (حبیب)،آمنه چشم تو جام شراب منه،لب کارون،درخت (ابی)،اگه یه روز بری سفر"...خب وقتی نگاه صرف به ترانه ی این کارهایی که مثال زدم بکنیم احتمالا تنها وجه اشتراکشون اینه که به زبون فارسی نوشته شدن! رمز ماندگاری ترانه ها رو به نظرم نمی شه صرفا توی کلامش جستجو کرد و اصلا پامو فراتر بذارم،نمی شه صرفا به خود یه اثر نگاه کرد و رمزهای ماندگاریش رو فارغ از شرایط جامعه ش بررسی کرد.اگه رمز و موندگاری ترانه ها رو می دونستم،شک نکن تا حالا کارهام دست کم شنیده شده بودن! و البته فکر می کنم یه دلیل عمده ی اینکه قسمت زیادی از آهنگ های پیش از انقلاب موندگار شدن اینه که مدت تولید موسیقی پاپ فارسی توی این مملکت تعطیل بود.اینکه هم نسلای ما با "بوی خوب گندم و پوست شیر" بزرگ شدن،عاشق شدن،گریه کردن و...نمی تونه فقط مربوط به این باشه که این موسیقی ها،موسیقی های درخشانی بودن.خب ما چیز دیگه ای نداشتیم گوش بدیم،گزینه هامون این ها بودن.استاد شجریان،استاد ناظری،کاستای کهنه ی پدر و مادرامون و نوحه های آهنگران و کویتی پور.

منظورتون اینه که ترانه های پیش از انقلاب چون در شرایط خاصی تولید می شدن باعث شدن تبدیل به خاطرات خوب و بد جوانان ما در اون برهه بشن.درسته؟

نه می خوام بگم اگه "هفته ی خاکستری" مونده و "آمنه چشم تو شراب منه" هم مونده،مال اینه که چند نسل این موزیک رو شنیدن.نسل پدر و مادرامون که موسیقی نسل خودشونو می شنیدن و نسل ما که بخشی از گرایشمون به این موسیقی ها از سر ناچاری بوده.چرا که جایگزین های مطلوبی براش نداشتیم.وگرنه آهنگ های همون خواننده ها با کیفیت ضبطِ بهتری این روزها دارن تولید می شن و باز تا اون حدی به طور مداوم شنیده نمی شن.مثال بزنم؛ آیا واقعا "هدیه رو وا نکرده پس فرستاد" آهنگ درخشان تریه از "صدام کردی"؟ پس چرا این تصور هست که "هدیه" موندگارتر از "صدام کردی" بوده؟ صرفا برای اینکه مدت بیشتری شنیده شده.این حتی می تونه به پیشرفت تکنولوژی هم مربوط باشه.اینکه شما وقتی کاست داشتی تقریبا می شه گفت مجبور بودی همه ی ترک هاش رو گوش کنی.ولی الان اینجوری نیست،الان چند ثانیه ی اول موسیقی ای رو دوس نداشته باشی می ری ترک بعد و مدتی بعد هم اون ترک رو پاک می کنی از روی سیستمت.ولی این اتفاقا برای موسیقی ای که روی کاست تکثیر می شد نمی افتاد و یه سری ترکِ شاید ضعیف هم در کنار کلی کار خوب و ارزشمند شنیده می شد و توی یه کاست خیلی "عزیز" مثلا نگهداری می شد.


آقای نویری ما در جامعه ی ترانه سرایی مون شاهد کارهای تکراری توسط ترانه سراهای جوونمون هستیم.تکرار مشابه ترانه ای که وقتی می شنویم به یاد ترانه ی اصلی میفتیم.به نظر شما این تکرار چه دلیلی می تونه داشته باشه؟ آیا با وجود این تکرارها به نتایج خوب و مثبتی می تونیم برسیم؟

شفیعی کدکنی یه کتاب خیلی مفید و مختصر داره به اسم "ادوار شعر فارسی".توی یکی از فصل هاش حرف خیلی جالبی می زنه.می گه اگه گوشمون رو در فلان دوره بذاریم روی دیوار تاریخ...صدایی که از شعر اون روزها می شنویم همیچن فضایی داره.من معتقدم جریان غالب ترانه ها توی هر دوره ای جریان مشخصیه که یه سری آدم به عنوان پیشرو کارهایی می کنن و یه سری آدم هستن که از اون ها تبعیت می کنن.مثلا دوره ی شروع موسیقی پاپ رو که نگاه کنیم با فضای تقریبا واحدی رو به روئیم."بغض،شاپرک،قاصدک،چلچله" و پی رنگ هایی از کارهای قطب ترانه.اگه یه نگاهی به ترانه ی اواخر دهه ی هفتاد و اوایل دهه ی هشتاد خودمون بکنی،چه توی کاست ها،چه توی کتاب ها،همه کارهایی مثل "ماه پیشونی،مادربزرگ،بچگی،یه کار تقدیمی به جنتی عطایی و قنبری دارن.توی ترانه ی امروز ما هم همینه.الان شاید از حدود بیست-سی آهنگی که روزانه منتشر می شن شما بخوای نگاه کنی،به طور تقریبی 5-6 تاشون که اصلا کلامِ قابل شنیدنی ندارن،حدود 10-15 تاشون هم کپی های درجه چند از روی دست روزبه بمانی ان."رویا،خونه،دنیا،آغوش،جهان،خوب،آشوب و..."این چن تا دلیل داره (و به نظرم تا حدودی عادی هم هست) اول اینکه خیلی پیش اومده کسی باهام تماس بگیره بگه "فلانی جان! من خیلی ترانه برام مهمه و من خیلی می فهمم و این حرفا" و آخر سر هم بگه : یه ترانه می خوام مثل ترانه های روزبه! حتی به اضافه شدنِ یه دونه "فعولن" هم به آخر وزن "مفاعیلن،مفاعیلن" رضایت نمی دن بعضی وقتا.و در ثانی اینگه گاهی دوستانی که تازه شروع کردن به فعالیت،از روی ترانه هایی که دوس دارن،یا مشق می کنن یا الهام می گیرن و یا اصلا تقلید می کنن،این برای شروع کار بد هم نیست البته.و ماشاالله توی این مملکت هم که همه ترانه سران،فکر کنم اگه شرایط همین جوری پیش بره توی چشم انداز ایران 1404 به آمار طلایی "یک ترانه سرا،به ازای هر ایرانی" برسیم!

آیا نهادها و سازمان های مشخصی برای حمایت از یک هنرمند و بیشتر ترانه سرا در جهت پیشرفت اون وجود داره؟


اگر سوالتو درست متوجه شده باشم،باید یه تشکر ویژه از دکتر یداللهی کرد که سالهاست اداره ی خانه ی ترانه رو به عهده داره،از عباس سجادی،نیلوفر لاری پور،سعید امیر اصلانی و دیگر ترانه سراهایی که هسته ی اولیه ی تشکیل خانه ی ترانه ی تهران بودن.و الان هم به نظرم خانه های ترانه دارن خیلی خوب کار می کنن.تجربه های خیلی موفق خانه ی ترانه ی اصفهان و الان کانون ترانه سرایان اهواز رو به چشم دیدم و واقعا خروجی های خوبی هم داشتن این دو مجموعه.اما خب توی نهادهای دولتی و نظارتی اگه بخوایم بررسی کنیم می بینیم که اوضاع خیلی شیرین و روشن نیست.مخصوصا توی بخش شورای تصویب (مخصوصا شورای فعلی) که سلیقه و حب و بغض شخصی کاملا قابل ردیابیه توی این موضوع که در حقیقت نقش کاملی در مقابل محل سوال شما دارن.

  

آقای نویری شما برای پرداختن به مضامین اجتماعی چقدر تلاش کرده اید؟

والا من در کنار ترانه های عاشقانه ای که نوشتم،مقداری کار اجتماعی و کار جنگ هم نوشتم و متاسفانه خیلی هاشون بابت شرایط جامعه یا تولید نشدن یا به پخش نرسیدن و فکر می کنم این برای خیلی از بچه هایی که کار جدی ترانه می کنن هم صدق می کنه.ترانه هایی که نوشته می شن و چون گزینه ی مناسبی برای اجرا یا پخششون در دسترس نیست معمولا شنیده نمی شن.

شما فکر می کنید ترانه بستر مناسبی برای پرداختن به مضامین اجتماعی آن هم به صورت جزئی است؟

من فکر می کنم باید مصداقی پیش رفت توی این موارد.در حقیقت معتقدم که ترانه بستر مناسبی برای همه کار هست،به شرطی که درست و سنجیده نوشته بشه.مگه "جنگل" جنتی عطایی ترانه ی اجتماعی نیست؟ مگه "شب زده" نیست؟ و ما اثر درخشانی مثل "نسل ما"ی قنبری هم داریم و یا "لالا لالا دیگه بسه گل لاله" که کاملا مصداقی نوشته شدن.ترانه ای مثل "به من چه" جنتی عطایی یا باز هم "جنگل شش و هشت" قنبری و اشارات صریحش به نامه نگاری با یه چاه بی آب.و از بچه های هم نسلمون "پونز" با ترانه ی یغما گلرویی و بعضی ترانه های جنگ روزبه بمانی.از جمله اون ترانه ای که اینطوری شروع می شد "داغ این رگبار از سرب فشنگ دیگری ست...".اینه که به نظرم اگه درست و سنجیده نوشته بشه چرا که نه،خیلی هم خوبه و اگر بد نوشته بشه،نه محل عاشقانه نویسیه نه اجتماعی/سیاسی کلی یا جزئی.

اگه بخواین برای ترانه های محمد نویری یه ویژگی در نظر بگیرین،اون ویژگی چی می تونه باشه؟

شنیده نشدن!
واقعیت اینه که اینو بقیه ی دوستان باید نظر بدن که ویژگی ترانه های من چیه.من بالاتر هم گفتم تلاشم رو می کنم ترانه ی "سالم" بنویسم.ترانه ای با زبان یکدست،با نحوِ روون و درونمایه ای که با روحیاتم بخونه.بیش از این نه قاضی مناسبی ام و نه تا امروز بررسی کردم که بتونم بگم.

دلیلی هم داره به نظرتون این شنیده نشدن؟


خب مهم ترین دلیل شنیده نشدن ترانه هام اینه که از تریبون پرطرفداری منتشر نمی شن.نه این توفیق رو داشتم که با خواننده های پرطرفدار کار کنم و نه خواننده هایی که باهاشون همکاری داشتم از حمایت رسانه های پر مخاطب بهره مند بودن و فکر می کنم همین دلیل کافی ای باشه برای خوب شنیده نشدن.

به نظرتون مخاطب ترانه کجای قصه قرار داره؟ آیا ترانه سراها دنبال مخاطبن هستن یا مخاطبین دنبال ترانه سراها می رن؟ این رو هم اضافه کنم که شخصا به ترانه علاقه مند بودم و هر ترانه ای که میومد رو گوش می دادم و از هر کدوم جدا جدا استفاده می کردم ولی بعدها من راه خودم رو به عنوان مخاطب ساده انتخاب کردم.


خب اشاره ی خوبی کردی اتفاقا.من معتقدم که مخاطب،خوراکِ موسیقیایی خودشو پیدا می کنه،خوراکِ ادبی خودشو پیدا می کنه.ما هم ترانه ای داریم که دنبال مخاطب باشه و هم مخاطبی داریم که دنبال ترانه باشه.روزی که سعید کریمی گفت "دهه شصتی ها" رو می خونه،دو سه تا از دوستای خواننده م،گفتن که ممد! من این ترانه رو می خواستم بخونم ولی میترسیدم کسی گوش نکنه! این که از خودم مثال می زنم رو نذار به حساب خود شیفتگیم،می خوام چیزی که خودم تجربه کردم رو بگم.اینکه گاهی نگرانی از واکنشِ مخاطبِ حتی عام باعث می شه خیلی از کارهای مقداری متفاوت به اجرا نرسن.و این وسط فقط خود ترانه سرا (و ترانه) موثر نیستن.یه سری عواملن که دست به دست هم می دن و باعث می شن اتفاقی بیفته یا نیفته.خب سعید (گروه ک.شو) "دهه شصتی ها" رو اجرا کرد و با توجه به اینکه گروه مطرحی نیست هنوز،واقعا تعداد پِلی قابل قبولی به دست آورد.همون ترکی که دو نفر از خواننده هایی که باهاشون کار می کردم می ترسیدن مخاطب ترانه شو پس بزنه.اینه که به نظرم خیلی راحت نمی شه حکم صادر کرد و به تعبیری باید بپذیریم که این نقش تعیین کنندگی برای هر دو محفوظه.هم برای ترانه (و کلا تیم تولید) و هم برای مخاطب.با توجه به جامعه ی هدفی که تیم تولید مد نظر دارن ممکنه نسبت تاثیرگذاری و تعیین کنندگی شون تغییر بکنه ولی در نهایت هم مخاطب دنبال تیم تولید و هم تیم تولید دنبال مخاطب.البته به نظر من.

یه مقدار اگه می شه از کارهایی که در آینده ای نزدیک از شما خواهیم دید و شنید بگین.چه همکاری هایی قراره صورت بگیره و بعضا گرفته؟


یه کار یلدایی با امیر اکبری برای صدا و سیما انجام دادیم که احتمالا شب یلدا منتشر می شه و بعد از اون هم "تکرار" با صدای مهدی نصر،"تمومش می کنی یا نه" با صدای مهدی رستگاری و "خاطره های مشترک" با صدای پدرام باطنی و از کارهایی که قراره به طور مجاز منتشر بشن،هشت تا ترانه تو آلبوم مهدی نصر دارم و چهارتا ترانه توی آلبوم مهدی و هادی خدابخش که اون ها تاریخ انتشارشون مشخص نیست و کلی کار غیر قطعی که می دونی گفتن نداره.

آقای نویری در آینده قصد انتشار کتاب ندارین؟


حقیقتش اینه که از سال 87 به اینور،کمتر ترانه ای نوشتم که روی ملودی نباشه و قسمت عمده ی کارهای روی ملودی هم وزن درست و حسابی ای ندارن و وقتی به طور مجزا بدون موسیقی خونده می شن خیلی وقتا اون چیزی که باید رو منتقل نمی کنن.و البته می دونی که انتشار کارهای منتشر نشده هم دردسرهای خودشو داره.همین الان با وجودی که کتابی چاپ نشده،چند مورد پیش اومده ترانه ی منتشر شده رو برداشتن و دوباره روش ملودی زدن و منتشر کردن.فکر کنم یکی دو موردشو خودت در جریان هستی.همین اواخر بوده.در نهایت وقتی دو دوتا چهارتا می کنم به این نتیجه می رسم که می شه بعضی از ترانه های منتشر شده رو چاپ کرد ولی آخه کدوم ناشرِ ساده دلی میاد روی کتاب من (دست کم با این شهرت ناچیز و به تعبری نداشته)سرمایه گذاری کنه؟ خودم هم که فعلا تمایلی به هزینه برای چاپ کتاب ندارم.

چقدر آدم خوش بینی هستین؟

چرا سوال سخت می پرسی علی؟! اطرافیانم می گن آدم خوشبینی نیستم.دست کم اونقدر شنیدم که خودم هم باورم شده.

شما اشاره کردین که همکاری نکردن با خواننده ی نامی و مشهور باعث شده کمتر اسم شما مطرح بشه.دوس دارین ترانه هاتون با صدای کدوم خواننده به گوش برسه؟

فکر نمی کردم یه روزی توی جواب دادن به این سوال اینقدر با خودم کلنجار برم که آیا واقعا دوس دارم که با "ابی" کار کنم یا نه.به جز ابی و داریوش تقریبا هیشکی.

یعنی مثلا الان شادمهر یا از داخلی ها فریدون و محسن یگانه و یراحی به شما پیشنهاد بدن خوشحال نمی شین؟

بذار یه جور دیگه بگم.اگه راه ارتباطیِ موثقی برای ارتباط با یراحی و شادمهر داشتم حتما و با کمال میل،خودم (قبل از اینکه توقع داشته باشم! بیان بهم پیشنهاد همکاری بدن) پیشنهاد همکاری می دادم و می گفتم خوشحال می شم بتونم باهاتون کار کنم.با فریدون عزیز هم ارتباط خوبی دارم ولی متاسفانه هنوز توفیق همکاری نداشتم.در مورد محسن یگانه هم شرایط جور دیگه ایه.اگه می گم دوس دارم با داریوش یا ابی کار کنم به این معنیه که "دوست دارم" باهاشون کار کنم نه اینکه از کار کردن با بقیه خوشحال نمی شم.

آقای نویری یادمه توی یکی از سایتا نوشته بودن آهنگ جدیدی از مهدی نصر به نام "چای تلخ".دانلود کردم و حسابی از شنیدنش ذوق کردم.بعد به اسم شما تو قسمت ترانه برخوردم.من نه شما رو می شناختم نه مهدی نصر رو تا اون موقع.این آشنایی باعث شد کارای هردوی شما رو با علاقه دنبال کنم.من از یه سایت نه چندان معروف با دو نفر هنرمند نه چندان معروف به همین راحتی آشنا شدم.به نظر من خواننده ها و آهنگسازهای ما اگه ترانه و موسیقی درستی انتخاب کنن واقعا به جایگاه مطلوبی می تونن برسن.البته این نظر شخصی منه.ما شاهد کارهایی هستیم که کاملا دیمی هستن.پس این انتظار رو هم نباید داشت که اون کار شنیده بشه.در مورد کارای شما نمی تونم بگم شنیده نشدن و می دونم حتما کسانی هستن مثل من که می دونن باید از کجا و چه نوع موزیک خوبی رو دنبال کنن.

خب واقعیت اینه که بعضی کارهای ما هم شنیده شدن،ولی فقط دو یا سه برابر کارهای معمول.و این برای مایی که دست کم آرمانمون جز بهترین ها بودن بود،شیرین نبود که مثلا ببینیم فلان ترکِ ضعیفِ فلان خواننده ی بد صدا سی چهل برابر کار ما شنیده شده. تو "به این حال بد عادت کن"رو شنیدی؟

بله و شدیدا هم دوسش دارم.


فارغ از اینکه ترانه ی منه و با صدا و ملودی نزدیک ترین رفیقم منتشر شده،به نظرم استحقاقش این نیست که فقط 25 هزار بار پِلی شده باشه.اونم چی؟ پر مخاطب ترین آهنگ مهدیه تازه!

بله متاسفانه این واقعیته.اما من این رو هم مدنظر قرار می دم که مخاطب شما خاصه و شاید آهنگی که تعداد به شدت زیادی دانلود شده دلیل خوبی نباشه که حتما اون کار رو دوس داشته باشن.

آره مساله اینه که بعضی موزیک ها اصلا مجال این رو پیدا نمی کنن شنیده شن که بعد بخوان مورد ارزیابی و گزینش جامعه قرار بگیرن.مگه مخاطب کارهای امیر عظیمی خاص نیست؟ مگه موزیکش از ما خاص تر نیست؟ هست خب.ولی به هر ترتیب و به هر تقدیر،راهی رو پیدا کرده که خوب عرضه شه،دیده شه،در معرض قضاوت عموم قرار بگیره و حالا توی این شرایطه که مخاطب می تونه انتخاب کنه که موزیک و ترانه ی عظیمی رو بشنوه یا نه.

با تمام این حرف ها شخصا امیدوارم شما با همه ی ضد خوشبین بودنتون همین مسیر رو ادامه بدین و به قول معروف سرخورده نشین!

پس تو هم می گی من بدبینم؟!

نه من تصدیق کردم حرف دوستانتون رو!

خب من واقعیت رو می بینم دیگه.امیدوارم اتفاقات خوبی بیفته در هر حال.

سوال و جواب های کوتاه.

کارون؟

فاضلابی به وسعت کارون.

فیس بوک؟

در شاعر و ترانه سرا کار می کند!

آینده؟

الان هر چی بگم می گی بدبینی!

گذشته؟

زندگی.

یغما گلرویی؟

تکیه دادم به غرورم تا دیگه از پا نیفتم.

وبلاگ "بهترین ها"؟

علی ذریعه!

علی ذریعه؟

بمانی باز!

روزبه بمانی؟

مفاعیلن مفاعیلن.بی تعارف روزبه از خیلی خوب های ترانه ی ماست.کاش کمتر بنویسه و به خوبی سابق.

دهه ی شصت؟

واسه نسلی که از نگاه همه راها رو داره اشتباه می ره/سرنوشتی جز این دو حالت نیست...(باقیش هم که سانسور شده متاسفانه)

یلدا؟

این همه جنب و جوش برای یه دیقه کوتاه تر بودنِ روز؟! (بدبین خودتی!)

معنی نام خانوادگی شما؟

1-ما اصالتا عرب هستیم.

2-توی عربی،برای تصغیر اسامی،می برنشون توی وزن "فُعَیل.

3-نور رو بردن تو وزن "فُعَیل"،شده "نویر.

4-اون یکی مامور ثبت احوال دوره ی رضا خان که رفته دِه اجداد ما،به تهِ اسم جَدِ همه یه دونه "ی" اضافه کرده،به اسم مصغر جد ما هم همینطور.

5-والله اعلم.

بهترین آلبوم پاپ چندسال اخیر؟

چند تا آلبوم به نظرم خیلی خوب بودن."فصل تازه" ی خواجه امیری،"فاصله" ی محمد اصفهانی،"دلشوره" ی خشایار اعتمادی.توی آلبوم های دهه ی نود هم "منو رها کن" مهدی یراحی.

همکاری با داریوش یا ابی یا 1 میلیارد پول نقد؟

محمد نویری جان به جان آفرین تقدیم کرد! ولی خیلی هزینه کردیا.تو بگو صد میلیون.نه! پنجاه میلیون!

خب من خواستم هم ماشین بخرین هم خونه!

شرمنده کردی.انشاالله از خجالتت دربیام!

ممنون از وقتی که دادین.حرف پایانی؟

ممنون از تو و حرف پایانی این که "تنها تو می مانی،ما می رویم از یاد".

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "کارون بی لب"


خواننده : آرش افشار و ک.شو         دانلود
تنظیم : سیاوش رحمانی

زندگی تو شرایط جنگی...شعر خوندن به شرط اُردنگی

اسپری،اسپری،نفس تنگی...تو چه می دونی آسم یعنی چی

چشماتو نبند ابراهیم...این همه گوسفند ابراهیم

عید،عیده بخند ابراهیم...وقت قربونی،آسم یعنی چی

توی خاکِ هوا تیمم کن...لبِ کارون بیا تیمم کن

آب نیست این شبا تیمم کن...عید،عیده بخند ابراهیم

آب که مزه ی لجن می ده...شهر کم کم به مرگ تَن می ده

همه می گن که خوب می شیم و...شهر بوی بدِ دهن می ده

خستم از بوی گند ابراهیم...

انهدامِ یه شهر با قانون...فاضلابی به وسعت کارون

خفگی بعدِ اولین بارون...نیشکر خوبه،خودکفا می شیم

سرفه سرفه،نفس نفس تلفات...مُرده دیگه نشونه های حیات

خفه می شیم مثل نقل و نبات...تیتر روزنامه ها می شیم

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "همین چیزا"


خواننده : کَندی                دانلود

نکته : رمز عبور برای دانلود آهنگ : 123456  دوستان اگه تو آهنگای دیگه پسورد لازم بود اطلاع بدین)


همین که باید از هم دور باشیم...همین که دیدنِ خوابت گناهه

همین که هیشکی فکر عشقمون نیست...همین که هر چی می گم اشتباهه

همین چیزا،همین چیزای ساده...داره کم کم تو رو می گیره از من

همین که خوبِ من گِریَش گرفته...همین که خوبِ من دلگیره از من

همین که مُشتمو می بینی و باز...می دونی گل ندارم توی دستام

همین که دوری و دلگیری از من...همین که غیرِ تو چیزی نمی خوام

کسی فکرِ غمِ ما نیست حتی...اگه باور کنی همراهمونه

داره آتیش می سوزونه کسی که...واسه فردای ما دل می سوزونه

همین که خسته ایم از حرفِ مردم...همین که غم صداتو پیر کرده

همین که خواب دیدی،خواب،اما...یکی بد خوابتو تعبیر کرده

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "سوگ سرد"


خواننده : شهریار طبری              دانلود

(این آهنگ از آلبوم "آشیونه ی کلاغ" و ترانه ای که قرار داده شده بدون سانسور و ورژن اصلی می باشد)


نترس از سنگسار آرزوها...منو تو خوابِ مردن آرزو کن

مثل کابوس این روزا بمون و...منو تو دستِ سنگا زیر و رو کن

تماشا کن چه بی وحشت هنوزم...اسیرِ کینه ی این پاره سنگام

تماشا کن،تماشا کن هنوزم...به جز دستای تو چیزی نمی خوام

اگه تقدیره دور از تو بمونم...اگه ممنوعه دستاتو بگیرم

همون بهتر که تو سنگا بمونم...همون بهتر که این جوری بمیرم

ببین تا سینه تو خاکم مثل سنگ...ببین قلبِ منم مثل تو خونه

ببین این بار شوخی نیست،حالا...دیگه پای من و تو در میونه

نترس از سنگسار آرزوهات...به من مثل شبای رفته خو کن

منو تو خوابِ برگشتن ببین و...منو تو دستِ سنگا زیر و رو کن

ترانه ای از محمد نُویری به نام "داروخونه ها"


خواننده : امید عراقی
                   دانلود

تو نیستی و درِ این خونه دیگه...به روی هیشکی جز تو وا نمی شه

دل من تنگه و داروی این درد...تو داروخونه ها پیدا نمی شه

تو نیستی و امیدی نیست این دل...بدونِ تو سر و سامون بگیره

دلی که توی دستت پا گرفت و...داره پای خودت از دست می ره

تو نیستی و هنوزم هر سه شنبه...کنار سینما چشم انتظارم

مثل نقشِ اولای کیمیایی...برای دردسر سردرد دارم

ندیدی و نمی دونی چه جوری...یه بغض چند ساله سیل می شه

چه دردی هست پشت گریه هایی...که هر شب واسه تو ایمیل می شه

ندیدی و نمی دونی چه جوری...می شه بازی نکرد و بازیو باخت

به این دیوونگی راضی نبود و...تو رو راضی نکرد و بازیو باخت

ترانه ای از محمد نوِیری به نام "گله ندارم"


خواننده : میثم جمشیدپور              دانلود

رفتی و بعدِ رفتنت...هیشکی به دادم نرسید

کوها به هم رسیدن و...آدم به آدم نرسید

افتادی تو راهی که توش...جای توقفی نبود

جاده نشست زیرِ پات...هیچی تصادفی نبود

گله ندارم از کسی...اگه شبامو غم گرفت

خدا تو رو داد و یه روز...خودش تو رو اَزم گرفت

گفتم و باورت نشد...عشقِ تو تو خونِ منه

دستِ خودم نیست که دلم...به خاطرِ تو می زنه

ترانه ای از محمد نوِیری به نام "هفت سین دلتنگی"


خواننده : مهدی و هادی خدابخش                       دانلود

شبِ بی چتر برگشتن...شبِ بی تو زمین خوردن

شبِ جا موندن از دنیا...توی ایستگاهِ راه آهن

شبِ هم صحبتی تا صبح...با عکسای روی دیوار

من و هفت سینِ سردرگم...سکوت و سرفه و سیگار

نمی دونم کجام امشب...تو این سر درگریبونی

که هیشکی چشم به راهم نیست...توی این شهرِ بارونی

که جز بارون و جز سایَم...کسی هم پرسه ی من نیست

که با من شوقِ برگشت و...با پاهام نایِ رفتن نیست

کجا باید برم بی تو...با این پاها که می لنگه

با این دستا که می لرزه...با این دل که هنوز تنگه

کجا باید برم بی تو...که شوقِ رفتنم مُرده

که حتی سایَمم امشب...به قتلِ من قسم خورده

ببین بی تو زمین خوردم...ببین بی چتر برگشتم

ببین از من گذشت اما...هنوزم از تو نگذشتم

برای گریه دیر اما...برای رفتنت زوده

به امید کدوم دیدار...که تا بوده همین بوده

منو بیدار کن از این خواب...از این خوابِ زمستونی

که شاید زنده برگردم...از این ایستگاه بارونی

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "دعا کن"


خواننده : رامبد شریفی                 دانلود

دعا کن آرزوهای من و تو...مثل موهای تو آزاد باشه

دعا کن قسمتِ دستای سردم...همون که خوبِ من می خواد باشه

منو از این شبِ ابری صدا کن...تمومِ امشبو همراه من باش

دعا کن تا سکوتم زیر و رو شه...مثل هر شب رفیقِ راهِ من باش

دعا کن تا ورق جوری نگرده...که پاییزای کهنه پا بگیره

دعا کن بازیِ تقویم و تقدیر..نتونه امشبو از ما بگیره

تو می دونی که با این کوچه ی تَر...صدایی جز قدم هات آشنا نیست

تو می دونی که امشب جز خودِ من...کسی دلواپسِ دردای ما نیست

دعا کن تا کسی چیزی نفهمه...از این روزای تلخِ بی تو بودن

دعا کن امشبو با هم بمونیم...دعا کن آرزوها پا بگیرن

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "به این حال بد عادت کن"


خواننده : مهدی نصر
            دانلود

به این روزای بد عادت ندارم...به این که باشی و دلگیر باشی

به این که زیر بارونِ زمستون...یه شب پیدا شی و دلگیر باشی

یه شب پیدا شی و بارون بگیره...یه شب بارون بیاد و دورتر شی

ببینی آسمونم بغض کرده...بترسی پای پاییزم هدر شی

بترسی خونه باشی و کسی...از غمِ روزای پاییزی نپرسه

بترسی بعد از این روزا بری و...کسی از رفتنت چیزی نپرسه

به این حالِ بد عادت کن...به بغضی که تو چشمامه

به خوابی که نمی بینم...به ترسی که تو دنیامه

به این حالِ بد عادت کن...به آغوشی که وا مونده

به قلبی که هنوزم...توی دستای تو جا مونده

به این روزای بد عادت ندارم...به دنیایی که دستاتو نداره

به شب هایی که خوابتو نبینم...به روزایی که آرامش نیاره

به این روزا که شاید هر دقیقَش...به تنهاتر شدن مجبورتر شی

به این روزا که توی خواب شاید...یه شب بارون بیاد و دورتر شی

ترانه ای از محمد نُویری به نام "وقتی تو نیستی"


خواننده : مهران عطار
                دانلود

کدوم حرفا،کدوم دردا،کدوم دل...دلی دیگه تو این سینه نمونده

به چی دل خوش کنم وقتی تو نیستی...به غربت یا به شعرای نخونده

ببین غم راهِ چشمامو گرفته...نگاه کن غصه تا اینجام رسیده

نگو فردا،کدوم فردا،کدوم راه...کسی خوابی برای ما ندیده

پُر از دردم اگه چیزی نمی گم...هنوز دلواپسِ تنهایی هاتم

هنوزم هر جا باشی نازنین...هنوزم هر جا می ری پا به پاتم

ببین از شرمِ این دستای خالی...تمومِ لحظه هامو غم گرفته

هنوزم کوچه ها باور ندارن...واست دلتنگم و گریَم گرفته

پُر از حرفم اگه چیزی نمی گم...نمی خوام هیچکسی چیزی بدونه

اگه از آرزوهامون نمی گم...نمی خوام حسرتش واست بمونه

نپرس از دل،نپرس از آرزوهام...فقط این لحظه ها رو پا به پام باش

نترس از گریه های بی بهونه...فقط دلواپسِ تنهاییام باش

ترانه ای از محمد نُوِیری به نام "چای تلخ"


خواننده : مهدی نصر               دانلود

(یکی از بهترین های اخیر با حال و هوایی خاص)


دوباره پنجره بازه و بازم...باد پاییزی توی پرده پیچیده

آلبوم عکسام رو به رومه و...همه ی خونه بوی عطرتو می ده

چاییِ تلخِ غروب جمعه و...بغضِ حجله ای که توش دیگه عروسی نیست

اشکامو چرا باید پنهون کنم...وقتی هیچیِ ما دوتا خصوصی نیست

با تو مثل یه پرده درگیرم...تو بی قراریِ باد

مثل عصرای جمعه دلگیرم...تو بغضِ جاریِ باد

بی تو عکسِ یه فاجعَم،شاید...کسی نگام نکنه

بی تو تلخم مثل همین چایی...که از دهن افتاد

آره وقتی نیستی بی قراره...ساعتی که داره

این پا اون پا می کنه هنوز و...غرقِ انتظاره

باورم نمی شه...واسه ی همیشه

جوری از شبم بری که...بغض من همیشگی شه

نیستی و هنوزم...اینه حال و روزم

خونه بعدِ تو سرده...من اما تو تبت می سوزم

درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان