تبلیغات
بهترین ها - مطالب ابر علیرضا عصار
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ترانه ای از حسین غیاثی به نام "من با توام"


دانلود

خواننده : علیرضا عصار
تنظیم : سعید زمانی

من با تواَم پشتِ همین پلکای بسته

از آخرین برفی که تو اسفند اومد

یادم میاد وقتی نفس‌های من و تو

مثل خیابون زیر بارون بند اومد

هنوزم بی‌هوا وقتی اون لحظه‌ها تو رو یادم میاد،نفسم می‌گیره

اون همه خاطره سخته یادم بره،تو به خوابم میای،شب از اینجا می‌ره

می‌خوام فقط یه بارِ دیگه اون کسی که

دلواپسی‌هامو نفهمیدو ببینم

تو این شبِ قطبی که فردایی نداره

بیدار می‌مونم که خورشیدو ببینم

آلبوم "حال من بی‌تو" با صدای علیرضا عصار


آلبوم : حال منِ بی‌تو

خواننده : علیرضا عصار

سال انتشار : 1380

دانلود آلبوم : حال من بی‌تو/علیرضا عصار

دانلود کاورهای آلبوم : کاورها



آلبوم "نازنین" با صدای خوانندگان پاپ

آلبوم : نازنین

خواننده : خوانندگان پاپ (محمد اصفهانی،خشایار اعتمادی،شادمهر عقیلی،قاسم افشار،علیرضا عصار،علی خلج،حسین زمان)

سال انتشار : -

دانلود آلبوم : نازنین/خوانندگان پاپ

دانلود کاورهای آلبوم : کاورها

شعری از سعید بیابانکی به نام "ارغوان"


خواننده : علیرضا عصار                   دانلود
تنظیم : فواد حجازی

(به یاد شهدای دفاع مقدس و از بهترین های اخیر)

میان خاک سر از آسمان درآوردیم...چقدر قُمریِ بی آشیان درآوردیم

وجب وجب تَنِ این خاکِ مرده را کندیم...چقدر خاطره ی نیمه جان درآوردیم

به حیرتیم که اِی خاکِ پیرِ با برکت...چقدر از دلِ سنگت جوان درآوردیم

چقدر خیره به دنبال ارغوان گشتیم...ز خاکِ تیره ولی استخوان درآوردیم

شما حماسه سرودید و ما به نامِ شما...فقط ترانه سرودیم و نان درآوردیم

برای این که بگوییم با شما بودیم...چقدر از خودمان داستان درآوردیم

و آب های جهان تا از آسیاب افتاد...قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم

عشق بود و جبهه بود و جنگ بود...عرصه بر گردانِ عاشق تنگ بود

هر که تنها بر صلاحش تکیه کرد...مادری فرزند خود را هدیه کرد

در شبی که اشکمان چون رود شد...یک نفر از بین ما مفقود شد

آن که سر دارد به سامان می رسد...آن که جان دارد به جانان می رسد

هر که گردِ شعله چون پروانه است...پیکرِ صدپاره اش بر شانه است

تَن به خاک و بوی یاسش می رسد...بوی باروت از لباسش می رسد

لاشه ی یک تانک بر پوتین ِ دوست...آنچه می گویی شهیدِ زنده اوست

هم قطارانی که پشت سنگرند...استخوان ها را به خانه می برند

دشمن افکن های بی نام و نشان...غوطه ی خونین شده تسبیقشان

قطره بودن وانگهی دریا شدن...از پلاکی گم شده پیدا شدن

عاشقی که تن برایش غور شد...دست از جان شست تا منصور شد

دیده ام دستی به سوی ماه رفت...بی سر و جان تا لِقا الله رفت

درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان