تبلیغات
بهترین ها - مطالب ابر سید مهدی موسوی
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شعری از سید مهدی موسوی به نام "پاییز"


خواننده : محسن وحیدی                دانلود

پاییز آمده است که خود را ببارمت...پاییز نامِ دیگرِ من دوست دارمت

بر باد می‌دهم همه‌ی بودِ خویش را...یعنی تو را به دستِ خودت می‌سپارمت

باران بشو،ببار به کاغذ،سخن بگو...وقتی که در میانِ خودم می‌فشارمت

پایانِ تو رسیده گلِ کاغذیِ من...حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت

اصرار می‌کنی که مرا زودتر بگو...گاهی چنان سریع که جا می‌گذارمت

پاییزِ من،عزیزِ غم‌انگیزِ برگ‌ریز...یک روز می‌رسم و تو را می‌بهارمت


106

کاشکی آخر این سوز - بهاری باشد

کاشکی از بغلت - راه فراری باشد ...

" سید مهدی موسوی "


شعری از سید مهدی موسوی به نام "بوی تن"


خواننده : کاوه سوری                  دانلود

حسی شبیه غم بدنت را گرفته بود...در خانه‌ای که بوی تنت را گرفته بود

می‌خواستی که جیغ شوی خسته‌ام عزیز...یک دستِ خسته‌تر دهنت را گرفته بود

می‌خواستی فرار که مثلِ دو چشمِ خیس...چیزی مقابلِ ترنت را گرفته بود

می‌خواستی بمیری و از دستِ دست‌هاش...با گریه گوشه‌ی کفنت را گرفته بود

لعنت به روزگار که از خاظراتِ من...حتی دورادور کاش دهنت را گرفته بود

لعنت به روزگار که ما را گریز و رفت...چیزی شبیه تو که مَنت را گرفته بود

حسی شبیه غم بدنت را گرفته بود...بویی غریب کل تنت را گرفته بود


شعری از سید مهدی موسوی به نام "به سلامتی"


خواننده : شادی امینی                  دانلود

فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس...به خواب رفتمت از بسته‌های خالی قرص

به دوست داشتنم،به دوستش داری...به خواب رفتمت از گریه‌های تکراری

که می‌شود به رگ و پوست از تو تیغ کشید...که می‌شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می‌شود چمدانت شد و مسافر شد...میانِ دستِ تو سیگار شد و شاعر شد

غریبگیِ تنم در اتاقِ خوابی که...به نیمه شب اِس اِم اِس‌های بی‌جوابی که

دلم گرفته و می‌خواهمت چِکار کنم...که از خودم که تویی تا کجا فرار کنم

قرار بود همین شب قرارمان باشه...که روزِ خوبِ تو در انتظارمان باشه

که نیست باشم و از آرزوت هست شوم...عرق بریزم و از تو نخورده مست شوم

که به سلامتیِ جامِ بعدی و گیجی...که به سلامتیِ مرگ‌های تدریجی

که به سلامتیِ سال‌های در به دری...که به سلامتیِ تو که راهیِ سفری

که به سلامتیِ یک شکوفه زیر تگرگ...که به سلامتیِ گوسفند قبل از مرگ

که به سلامتیِ خواب‌های نیمه‌تمام...که به سلامتیِ من که واقعا تنهام

فرار می‌کنم از این چار دیواری...به یک جهانِ غم‌انگیز در به بیداری

به عشقِ توی توهم،به دود و شکِ تویی...به این ترانه‌ی غمگینِ مشترک که تویی

صدای گریه‌ی من پشتِ سال‌ها غم بود...صدای مته می‌آمد که توی مغزم بود

به خواب رفتنم از حسرتِ هم‌آغوشی‌ست...که بهترین هدیه واقعا فراموشی‌ست


شعری از سید مهدی موسوی به نام "ولی عصر"


خواننده : حسام بهمنی             دانلود

در خواب های کوچکِ تو دیر کردم

از تارهای حنجره ات گیر کردم

دارم شبیه یک حشره گریه می کند

بر روی تختِ یک نفره گریه می کند

باران به شیشه می زند چشم های من

حتی نمی رسد به خودم هم صدای من

تو نیستی شبیه کلیدی بدونِ قصر

پرسه زدن به تنهایی در ولی عصر

از پشت شیشه رد شدنِ چند خطِ کج

باران صدای گریه ی یک خانه در کرج

از روزهای مردم و مردم شبَت شدن

در کوچه های خلوت لب در لبت شدن

از یک مسیح گمشده روی صلیب من

از دست های کوچک تو توی جیب من

شعری از سید مهدی موسوی به نام "خواهی رفت"


خواننده : حسام بهمنی           دانلود

دارم صدایت می زنم بشنو صدایم را

بیرون بکِش از زندگی و مرگ پایم را

در هر خیابان گریه کردم،گریه من را کرد

شب ها که از درد تو می گیرم کجایم را

من را ببخش امشب اگر چشمم سیاهی رفت

تا صبح پیشم باش،تا صبحی که خواهی رفت

حس کن مرا که دست برده داخلِ گیسَت

حس کن مرا بر لکه های بالشِ خیست

جای مرا خالی کن وقتِ هم آغوشی

از بچه ای که سقط کردی در فراموشی

ترانه ای از سید مهدی موسوی به نام "سال های بی تحویل"


خواننده : آریا آرام نژاد             دانلود

(از بهترین های اخیر)

سفره ای از سکوت می چینم...خسته از انتظار و دوری ها

سال هایی که آتیشم زدن...وسطِ چهارشنبه سوری ها

ماهِ من بود و عشقِ دیوونم...تا که یکدفعه آفتاب اومد

ماهیِ قرمزی که قلبم بود...مُرد و آروم روی آب اومد

سبزه ها رو گره زدم به غمت...غمِ از سر بیشتر شدن

سالِ تحویلِ زندگی به هیچ...سیزده های در به در شدن

سبزه ها رو گره زدم اما...با کدوم آرزو،کدوم دلیل

مثل من ذره ذره می میرن...همه ی سال های بی تحویل

پشتِ اشک و چراغِ قرمزها...ایستادم دوباره رد شدم

سبزه ای تو جویِ آب افتاد...سبز موندم اگرچه زرد شدم

...

پی نوشت :

این سال ها را خوب به خاطر بسپار

سال هایی که لبخند،دگردیسی کاملی از غم شده

و من هایی که در تنهایی شان غنی تر شده اند

این سال های با فصلِ مشترکِ درد را به خاطر بسپار

سال های بی تحویل را

بهار تعبیر هیچ خواب روشنی نیست

که در چرخش روزگار،ناگزیر می آید

دستش را روی قلبِ یخ زده ات می گذارد

تا حول حالنایی بشوی

به شکوهِ تمام قدم های پیش رویت

با همه ی خستگی باید گذشت

قدم برداشت

رفت و زندگی را از زیر برف ها بیرون کشید

حتی اگر دیگر چهارگوشه اش را ندارد

حتی اگر بوی نا می دهد

بی اعتنا به تکرارها و تکرارها

باید چشم بست روی داستان سنگ و شیشه

باید چشم گشود به رویاها که جوانه زده اند.

در این بهار کمی بیشتر درنگ کنیم...

ترانه ای از سید مهدی موسوی به نام "شب"


خواننده : یاسین صفاتیان          دانلود

(از آلبوم "مربع خالی")

دَه قرنه یه مرد بر سرِ داره...همه خوابیدن،هنوز بیداره

رو تنش جای نفرت و سنگه...به چشم عاشق اینا قشنگه

به جای چشماش لَخته ی خونه...فهمیدن دردش یه جنونه

هر چی می گذره دنیا بدتره...دَه قرنه مَردم گوشاشون کَره

جوابِ فریاد دوختنِ لَبه...دنیا تاریکه،سراسر شَبه

دردش نه دنیاست نه احتیاجه...می گه که خداست،اسمش حَلاجه

اون خودِ عشقه،چیزی نمی خواد...داره می رقصه با گورِ باد

ترانه ای از سید مهدی موسوی به نام "کابوس"


خواننده : نوید زردی           دانلود

(از بهترین های اخیر)

نوشتم که از بغض خالی بشم...که خونِ دلم توی خودکار بود

دَرو باز کردم به تنهایی هام...که پشتِ درِ خونه دیوار بود

سرِ کوه رفتم که خورشید رو...بیارم به رویای شهرِ سیاه

جنازَش توی خواب یخ بسته بود...نشستم به گریه پس از چند ماه

کشیدم تو هر کوچه عکسِ تو رو...که این شهرِ غمگینو عاشق کنم

دویدم به سمت زنی که نبود...که رو شونه ی باد هق هق کنم

به سمت جهان باز شد پنجره...بپیچه توی خونه کابوس و دود

به در زل زدم مثل دیوونه ها...به جز گریه هیچکس به یادم نبود

کدوم دیو دزدید خوابِ منو...کدوم کوهِ یخ دستمو سرد کرد

کدوم زن به من جرات عشق داد...کدوم گریه آخر منو مرد کرد

کدوم چوبه ی دار تو مغزمه...که قایم شدن پشتِ من مشت هام

خودم رو کجای خودم کشتم...که خونی شده کل انگشت هام

شعری از سید مهدی موسوی به نام "خسته"


خواننده : امیر عظیمی                  دانلود
تنظیم : بابک خضایی

(یکی از بهترین ها)

خواستم داد شوم گرچه لبم دوخته ست...خودم و جَدم و جدِ پدرم سوخته ست

خواستم جیغ شوم،گریه ی بی شرط شوم...خواستم از همه ی مرحله ها پرت شوم

کسی از گوشیِ مشغول به من می خندید...آخرِ مرحله شد غول،به من می خندید

یک نفر از وسط کوچه صدا کرد مرا...بازیِ مسخره ای بود،رها کرد مرا

با خودم با همه با ترسِ تو مخلوط شدم...شوت بودم که به بازیِ بدی شوت شدم

آنچه می رفت و نمی رفت فرو من بودم...حافظِ این همه اسرارِ مگو من بودم

از تحمل که گذشتم به تحمل خوردم...دردم این بود که از یارِ خودی گل خوردم

حرفی از عقلِ بد اندیش به یک مست زدند...باختیم آخرِ بازی همگی دست زدند

از تو آغاز شدم تا که به پایان برسم...رفتم از کوچه که شاید به خیابان برسم

بوی زن دادم و زن داد به موی فَشِنم...راه رفتم که به بیراهه ی خود مطمئنم

خسته از بودنِ تو،خسته از رفتنِ تو...خسته از مولوی و شوش به راه آهنِ تو

خسته از آنچه که بود و به خدا هیچ نبود...خسته از منظره ی خسته ی تهران در دود

مُرده بودی و کسی در نفَسِ من جان داشت...مُرده بودی و کسی باز به تو ایمان داشت

کشته،ماتم زده در ورطه ی خون رقصیدم...پشتِ هر میکروفون از فرطِ جنون رقصیدم

از گذشتِ شبِ تو تا به هنوزم آمد...مست کردم که نفهمم چه به روزم آمد

به خودم زنگ زدم توی شبِ پاییزی...دودِ سیگار شدم تا که نبینم چیزی


ترانه ای از سید مهدی موسوی به نام "نقطه چین"


خواننده : نوید زردی                 دانلود

(قطعه ای خاص با ترانه ای خاص و صدایی خاص...منتظر نظرات شما در مورد این آهنگ خواهم بود)

از خواب ها پرید...از گریه ی شدید

اما کسی نبود...اما کسی ندید

از خواب می پرم...از گریه ی زیاد

از یک پرنده که...خود را به باد داد

از خواب می پری...از لمس دست هاش

و گریه می کنی...زیرِ پتو یواش

از خواب می پرم...می ترسم از خودم

دیوانه بودم و...دیوانه تر شدم

از خواب می پری...سرشار خواهشی

سر درد داری و...سیگار می کشی

از خواب می پرم...از بغض و بالشم

که تیر خورده ام...که تیر می کشم

از خواب می پری...انگشت هاش در

گنجشک پر کلاغ پر...پر،پرنده پر

از خواب می پرم...خوابی که درهم است

آغوش تو کجاست...بدجور سردم است

از خواب می پری...از داغی پتو

بالا می آوری...زل می زنی به او

از خواب می پرم...تنها تر از زمین

با چند خاطره...با چند نقطه چین

از خواب می پری...شب های ساکته

مجبورِ عاشقی...محکومِ رابطه

از خواب می پرم...از تو نفس نفس

قبل از تو هیچ وقت...بعد از تو هیچ کس

از خواب می پری...از عشق و اعتماد

از قرصِ کم شده...از گریه ی زیاد

از خواب می پرم...رویای ناتمام

از بوی وحشی ات...لای لباس هام

از خواب می پری...با جیر جیرِ تخت

با گرمیِ تنش...سخت است،سخت،سخت

از خواب ها پرید...در تخت دیگری

از خواب می پرم...از خواب می پری

چیزی ست در دلت...دردی ست در سرم

از خواب می پری...از خواب می پرم

درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان