تبلیغات
بهترین ها - مطالب ابر احمد شاملو
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شعری از پل الوار به نام "زندگی من"


 دانلود

دکلمه : اشکان خطیبی
                  
پیانو : امیر عظیمی
ترجمه : احمد شاملو

تو را به جای همه‌ی زنانی که نشناخته‌ام دوست می‌دارم

تو را به جای همه‌ی روزگارانی که نمی‌زیسته‌ام دوست می‌دارم

برای خاطر عطر گستره‌ی بی‌کران

و برای خاطر عطر نان گرم

برای خاطر برفی که آب می‌شود

برای خاطر نخستین گل

برای خاطر جانوران پاکی که آدمی نمی‌رماندشان

تو را برای خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم

تو را به جای همه‌ی زنانی که دوست نمی‌دارم دوست می‌دارم

آلبوم "سکوت سرشار از ناگفته هاست" با صدای احمد شاملو


آلبوم "سکوت سرشار از ناگفته‌هاست" آلبومی شامل دکلمه‌های استاد احمد شاملو و موسیقی جاودان استاد بابک بیات می‌باشد.اشعار این آلبوم سروده‌ی بانو "مارگوت بیکل" (شاعر آلمانی) می‌باشند که احمد شاملو و محمد زرین بال  به بهترین شکل ممکن آنها را ترجمه کرده‌اند.آلبوم در آبان ماه 1364 مجوز خود را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دریافت نموده و موسسه‌ی انتشاراتی فرهنگی هنری ابتکار آن را عرضه کرده است.امیدوارم از شنیدن این آلبوم ماندگار موسیقی لذت ببرید.در ضمن نوشیدن چای و قهوه در کنار گوش سپردن به عاشقانه‌های احمد شاملو،مارگوت بیکل و بابک بیات توصیه می‌شود.


نکته : این آلبوم با کیفیت اصلی و به صورت کامل در اختیار شما عزیزان قرار گرفت.

قطعه‌‌ی اول                 دانلود

سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق‌های نهان
و شگفتی‌های بر زبان نیامده...

قطعه‌ی دوم                 دانلود

از بخت‌یاری ماست شاید
که آن‌چه می‌خواهیم،
یا به دست نمی‌آید
یا از دست می‌گریزد...

قطعه‌ی سوم               دانلود

عشق ما نیازمند همراهی است
نه تصاحب.

در راه خویش
ایثار باید نه انجام وظیفه...

قطعه‌ی چهارم              دانلود

هر مرگ
اشارتی است
به حیاتی دیگر...

قطعه‌ی پنجم                دانلود

اگر بر آنم
تا دیگر بار و دیگر بار
بر پای بتوانم خاست
راهی به جز اینم نیست...

قطعه‌ی ششم             دانلود

شبنم و برگ‌ها یخ‌ زده است
و آرزوهای من نیز...

قطعه‌ی هفتم               دانلود

پرواز اعتماد را
با یکدیگر تجربه کنیم
وگرنه می‌شکنیم
بال‌های دوستی‌مان را...

قطعه‌ی هشتم             دانلود

این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت!
و هم‌چنان استواری
به وفادار ماندن
به راهم،خودم،
و به تو
وفایی که مرا
و تو را
به سوی هدف
راه می‌نماید.



شعری از آندره مارول به نام "اشتیاق"


دکلمه : آیدا شاملو                                دانلود
ترجمه : احمد شاملو
خواننده‌ی قسمت انگلیسی : سعید سالارمنش

(از آلبوم "آفتاب‌های همیشه")

اگر زمان و مکان در اختیار ما بود

ده سال پیش از طوفان نوح عاشقت می‌شدم

و تو می‌توانستی تا قیامت برایم ناز کنی

یکصد سال به ستایش چشمانت می‌گذشت

و سی هزار سال سر به ستایش تنت

و تازه در پایان عمر به دلت راه میافتم

 

آلبوم "نفرین نامه" با صدای داریوش اقبالی


یادی از گذشته ها...

یکی دیگر از آلبوم های زیبای داریوش عزیز.امیدوارم لذت ببرید.


شرکت منتشر کننده : پارس ویدئو

آهنگسازی تمامی قطعات : بابک افشار

1-بمان مادر                         ترانه سرا : نادر نادرپور                  تنظیم : احمد پژمان              دانلود

2-به پاخیزید                        ترانه سرا : شهرام دانش              تنظیم : احمد پژمان             دانلود

3-در این بن بست                شاعر : احمد شاملو                     تنظیم : احمد پژمان             دانلود

4-نفرین نامه                        ترانه سرا : شهیار قنبری              تنظیم : منوچهر چشم آذر    دانلود

5-خاک خسته                      ترانه سرا : ایرج جنتی عطایی      تنظیم : زاره                         دانلود
 
6-رهگذر عمر                       ترانه سرا : تورج نگهبان                تنظیم : ناصر چشم آذر        دانلود

7-نارفیق                              ترانه سرا : هما میر افشار           تنظیم : زاره                        دانلود

8-نفرین نامه (بی کلام)                                                                                                     دانلود


دکلمه ای زیبا با صدای احمد شاملو


دکلمه ای زیبا و پر احساس به نام "آیدا در آینه" که احمد شاملو به آخرین همسر خود تقدیم کرده است.

                     دانلود

لبانت به ظرافت شعر

شهوانی ترین بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند

که جاندار غارنشین از آن سود می جوید

تا به صورت انسان برآید

و گونه هایت باد هشیار مورب

که غرور تو را هدایت می کنند

و سرنوشت مرا

که شب را تحمل کرده ام

بی آنکه به انتظار صبح،مسلح بوده باشم

و بکارتی سربلند را از روسپی خانه های داد و ستد

سر به مهر بازآوردم

هرگز کسی این گونه فجیع

به کشتن خود برنخاست

که من به زندگی نشستم.

و چشمانت راز آتش است

و عشقت پیروزی آدمی ست

هنگامی که به جنگ تقدیر می شتابد

و آغوشت اندک جایی برای زیستن

اندک جایی برای مردن

و گریز از شهر که با هزار انگشت

به وقاحت،پاکی آسمان را متهم می کند

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود،

و انسان با نخستین درد...

در من زندانی ستمگری بود

که به آواز زنجیرش خو نمی کرد

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم...

طوفان ها در رقص عظیم تو به شکوهمندی

نی لبکی می نوازند

و ترانه ی رگ هایت

آفتابِ همیشه را مطالعه می کنند

بگذار چونان از خواب برآیم

که کوچه های شهر

حضور مرا دریابند...

دستانت آشتی ست

و دوستانی که یاری می دهند

تا دشمنی از یاد برده شود

پیشانی ات آینه ای بلند است

تابناک و بلند

که خواهران هفت گانه در آن می نگرند

تا به زیبایی خویش دست یابند

دو پرنده ی بی طاقت در سینه ات آواز می خوانند

تابستان از کدامین راه فرا خواهد رسید

تا عطش،آب ها را گواراتر کند

تا در آیینه پدیدار آیی

عمری دراز در آن نگریستم

من برکه ها و دریاها را گریستم

اِی پری در قالب آدمی

که پیکرت جز در خُلباره ی ناراستی نمی سوزد

حضورت بهشتی ست که گریز از جهنم را توجیه می کند

دریایی که مرا در خود غرق می کند

تا از همه گناهان و دروغ شسته شوم

و سپیده دم با دست هایت بیدار...


شعری از احمد شاملو به نام "در این بن بست"


خواننده : داریوش اقبالی 
             دانلود

(از آلبوم "کهن دیارا")

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی ست نازنین...

و عشق را کنار تیرک راه بند تازیانه می زنند

عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد

شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی ست نازنین...

و در این بن بستِ کج و پیجِ سرما،آتش را به سوخت بارِ سرود و شعر فروزان می دارند

به اندیشیدن خطرناک مکن

آن که بر در می کوبد شباهنگام،به کشتن چراغ آمده است

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد

آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر

با کنده و ساطوری خون آلود

و تبسم را بر لب ها جراحی می کنند

و ترانه را بر دهان

کبابِ قناری بر آتش سوسن و یاس

ابلیسِ پیروزِ مست،سورِ عزای ما را بر سفره نشسته است

خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد


درد مشترک

قصه نیستم که بگویی

نغمه نیستم که بخوانی

صدا نیستم که بشنوی

یا چیزی چنان که ببینی

یا چیزی چنان که بدانی

من درد مشترکم

مرا فریاد بزن...


احمد شاملو

درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان