تبلیغات
بهترین ها - شعری از احسان افشاری به نام "نامه‌ بر"
بهترین ها
هوا را از من بگیر،خنده ات را نه

لینکدونی

آرشیو

لینکستان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شعری از احسان افشاری به نام "نامه‌ بر"


یک عمر جان کندم میان خون و خاکستر...من نامه بر بین تو بودم با کسی دیگر

طاقت نمی‌آوردم اما نامه می‌بردم...از او به تو،از تو به او،مرداد،شهریور

پاییز شد با خود نشستم نقشه‌ای چیدم...می‌خواستم غافل شوید از حالِ همدیگر

با زیرکی تقلید کردم دست خطّش را...یک کاغذ عینِ کاغذِ او کندم از دفتر

او می‌نوشت : آغوشِ تو پایانِ تنهایی است...تغییر می‌دادم : که از تو خسته‌ام دیگر

او می‌نوشت : اینجا هوا شرجی است،غم دارد...تغییر می‌دادم : هوا خوب است در بندر

او می‌نوشت : اِی کاش امشب پیش هم بودیم...تغییر می‌دادم : که از این عاشقی بگذر

باید ببخشی که نامه‌هایت را که می‌خواندم...در جوی می‌انداختم با چشم‌هایی تَر

با خود گمان کردم که حالا سهمِ من هستی...از مرده ریگ این جهان بی در و پیکر

آن نقشه باید بین آنها را به هم می‌زد...اما به یک احساسِ فوق‌العاده شد منجر :

آن مرد با دلشوره یک شب ساکِ خود را بست...ول کرد کار و بارِ خود را آمد از بندر

دیدید هم را بین‌تان سوءتفاهم بود؛...آن هم به زودی برطرف شد بی پدر مادر

با خنده حل شد آن کدورت‌های طولانی...این بین و بس من بودم و یک حس شرم‌آور

شاید اگر در نامه‌ها دستی نمی‌بردم...آن عشق با دوری به پایان می‌رسید آخر

رفتی دوچرخه گوشه‌ی انباری‌ام پوسید...آه از ندانم کاری‌ات اِی چرخِ بازیگر!

شاید تمامِ آن‌چه گفتم خواب بود اما...من مُرده‌ام در خویش،بیدارم نکن مادر


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ

1-این وبلاگ برای علاقه‌مندان به شعر و ترانه می‌باشد.
2-نظراتی که شامل توهین باشند حذف خواهند شد.
3-نظراتی که بدون درج اسم و ثبت ایمیل باشند حذف خواهند شد.
4-پیشنهاد یا انتقاد خود را به صندوق پیام ارسال نمایید.
مدیر وبلاگ : admin

آخرین پست ها

جستجو

نویسندگان