بهتر است خیال برت ندارد، آدم‌ها چیزی برای گفتن ندارند. واقعیت این است که هر کس فقط از دردهای شخصی خودش با دیگری حرف می‌زند. هر کس برای خودش و دنیا برای همه. عشق که به میدان می‌آید، هرکدام از طرفین سعی می‌کنند دردشان را روی دوش دیگری بیندازند، ولی هر کاری که بکنند بی‌نتیجه است و درد‌هاشان را دست نخورده نگه می‌دارند و دوباره از سر می‌گیرند، با ز هم سعی می‌کنند جایی برایش پیدا کنند. می‌گویند: شما دختر قشنگی هستید. و زندگی دوباره آن‌ها را به چنگ می‌گیرد تا وقتی که دوباره‌‌ همان حقه را سوار کنند و بگویند: شما دختر خیلی قشنگی هسید. وسط این دو ماجرا به خودت می‌نازی که توانسته‌ای از شر دردت خلاص بشوی، ولی عالم و آدم می‌دانند که ابدا حقیقت ندارد و دربست و تمام و کمال نگهش داشته‌ای. مگر نه؟

لویی فردینان سلین
کتاب : سفر به انتهای شب



برچسب ها: لویی فردینان سلین، پاراگراف،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 20:55 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات
بانو

از وقتی امدی 

تقویم خانه مان بهم ریخته 

هر روز

بهار را نشان می دهد...

"صالح اسماعیل زاده"



برچسب ها: صالح اسماعیل زاده،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 19:03 | نویسنده : بهار اسیوند | نظرات

گفت: «نمی‌دونم... این روز‌ها انگار نمی‌تونم منظورمو برسونم. فقط نمی‌تونم. هروقت می‌خوام چیزی بگم، غلط فهمیده می‌شه. یا این جوره، یا آخرش طوری می‌شه که خلاف نظرمو می‌گم. هرچه سعی می‌کنم درستش کنم، بیشتر گند می‌زنم. گاهی حتی یادم نمی‌یاد اول چی می‌خواستم بگم. انگار تنم دونیم شده و نصفش دنبال نصف دیگه‌ش دور ستون بزرگی می‌چرخه. هی دورش می‌دوم. اون نصفه‌ی دیگه کلمات دُرستو در دسترس داره، اما هیچ‌وقت بهش نمی‌رسم.»

هاروکی موراکامی
کتاب : گربه‌های آدمخوار



برچسب ها: هاروکی موراکامی، پاراگراف،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 17:31 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

وقتی دو نفر مثل من و تو جدی عاشق همن باید هر کاری که می‌تونن بکنن تا عشقشون رو نجات بدن.باید حفظش کنن و برای این کار اولین کاری که باید بکنن اینه که از هم جدا بشن.

رومن گاری
کتاب : خداحافظ گاری کوپر

ارسالی از : امیر



برچسب ها: پاراگراف، رومن گاری،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 17:23 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : گوگوش                 دانلود

(یکی از خاطره‌‌های شیرین ایام گذشته رو می‌شنویم)

از اون روزا که قلبا نزدیک‌تر از امروز بود

آواز هم‌شهریام صمیمی و دلسوز بود

از اون روزا که رستم هنوز بَرام رستم بود

دستای اون گمشده اندازه‌ی دستم بود

از اون روزا که شب‌هاش می‌شد ستاره شمرد

اسمِ گلای باغو می‌شد به خاطر سپرد

از اون روزا تا امروز یه عمره که می‌گردم

دنبال اون کسی که تو اون روزا گم کردم

از اون روزا که عکسا زیر غبار نبودن

گنجیشکای تو ایوون فکر فرار نبودن

از اون روزای معصوم،روزای خوبِ بازی

روزای آبیِ عشق،روزای بی‌نیازی

تمومِ لحظه‌ها رو به انتظار شمردم

فقط واسه یه لحظه‌س که تا امروز نمردم

برای اون لحظه که تموم بشه جستجو

گم‌کرده‌مو ببینم تو آینه‌ی رو به رو



برچسب ها: گوگوش، اردلان سرفراز، خاطره ها،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 12:20 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

ترانه‌سرا : پژمان

مسافر قطاریم رو ریل پوچ خاطره

ریلی که انتهاش منو به ته دره می‌بره

قطاری که با همدیگه سوار رویاهاش شدیم

رفتی و پشت پنجره‌ش نوشتی خط آخره

زل می‌زنم به آسمون از پشت پلک پنجره

هیچ‌وقت نمی‌ذارم کسی پاشو تو کوپه‌م بذاره

لحظه‌ی آخر نگات هنوز همونه منظره

نمی‌دونم این پنجره از خواب چرا نمی‌پره

مسافر قطاریم رو ریل پوچ خاطره

مسافری که عمریه هنوز همون مسافره

برچسب ها: جرقه های ذهنی،

تاریخ : سه شنبه 24 تیر 1393 | 11:07 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

این روزها راوی کابوسم...خوابم رو با وحشت تماشا کن

اخبار می‌گم از تب و تابوت...من رو سَرِ ساعت تماشا کن

اخبار می‌گم از هوای بد...از آسمونی که پُر از اَبره

از صهیونیسمی که پُر از عقده‌س...از سرزمینی که پُر از قبره

جامی که دنیا رو قرُق کرده...مهم‌تر از جونِ یه کودک نیست

وقتی جهان سرگرمِ رویاشه...حق فلسطین مرگ و موشک نیست

دنیا مثل هلند - آرژانتین...چه سرنوشت مبهمی داره

وقتی که داره بمب می‌باره...تخمه شکستن عالمی داره

از ترکیه به این طرف انگار...هیچ‌کس به فکر جونِ مردم نیست

گلوله قسمت می‌شه اطرافم...گُل قسمتِ جهانِ سوم نیست

دنباله‌ی گوشای سنگینو...کِی از نوارِ غزّه پُر کردیم؟

از ترکیه به اون طرف انگار...هر کس می‌میره ما ترور کردیم

وقتی حواسِ زندگی پرته...وقتی که شهری زیر آتیشه

به من چه که کی جامو می‌گیره...به ما چه که کی قهرمان می‌شه

دورِهمی به صرفِ بمبارون...به سقف‌های غزّه مهمون باش

به عشقِ بردِ تیم محبوبت...امشب رو تا صُب تو خیابون باش



برچسب ها: مهدی ایوبی،

تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 16:07 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

ترانه سرا : ترانه سبک‌رو

تورو از راه رفتنت می‌شناسم...تورو با اون قدم‌های مردونه

مثل وقتی کلافه می‌شی و...قوزک پات تند می‌رونه

تور با چای تلخ بعد خواب...تورو با سرزنش می‌شناسم

تورو با دلخوریای تو جمع که...می‌دونی چقدر بِهش حساسم

می‌شناسمت هنوز...حتی بعد رفتنت از این رابطه

می‌شناسمت هنوز...با همون حافظه‌ی ضعیفی که یادته

می‌شناسمت ولی...نه دیگه فکر دوباره بودنو نکن

راحت برو رفیق...فکر چیزایی که بعد تو میگنو نکن

من آروم شدم خیلی وقته رفیق...درسته هنوز جای تو خالیه

هنوزم تورو دوست دارم درست...نمی‌شه بگیم این چیزا کافیه

تورو میشه از خیلی چیزا شناخت...ولی من شاید آدم تازه‌ام

امونم نده بی‌تفاوت برو...تا ثابت بشه اون که می‌بازه‌ام

برچسب ها: جرقه های ذهنی،

تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 14:59 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

دوستان گرامی،از این به بعد نظراتی که بدون اسم و بدون درج ایمیل باشند،پاک می‌شن.ممنون


تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 12:51 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات
بگو راه را گم کرده بودم 

بگو ساعتم خواب مانده بود

اصلا بگو به مترو ساعت هفت نرسیدم 

برای شتابی که نداشتی بهانه ای جور کن

جهان با دروغ تو زیبا می شود...

"مریم نوابی نژاد"

برچسب ها: مریم نوابی نژاد،

تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 11:13 | نویسنده : بهار اسیوند | نظرات

خواننده : روزبه نعمت اللهی                  دانلود
تنظیم : پیام قربانی

(قطعا یکی از احساسی‌ترین آهنگ‌های چند وقت اخیر رو می‌شنوید)

خیابون و بارون بند اومده...خرابم،خرابم،خرابی خراب

یکی تو ترافیکِ چمرانه...یکی بین آزادی و انقلاب

تو رد می‌شی از رو به روی همه...همه خیره می‌شن به این رد شدن

تمومِ اونایی که عاشق بودن...واسه چند لحظه مردد شدن

چی می‌شه که دیوونه‌ای مثل تو...به دنیای آرومِ من تن بده

دِ دیوونه اِنقدر زیبا نباش...به من فرصتِ فکر کردن بده

دِ دیوونه اِنقدر زیبا نباش...داری زندگی‌مو به هم می‌زنی

پیاده‌رو که هست،پس واسه چی...رو اعصابِ مردم قدم می‌زنی

یه زن زیر یک آبشارِ شراب...یه کم کمتر این صحنه رو بکر کن

ببین جای این صحنه تو شهر نیست...به من نه،به مردم یه کم فکر کن



برچسب ها: روزبه نعمت اللهی، حنانه حقیقت،

تاریخ : دوشنبه 23 تیر 1393 | 00:20 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

ترانه‌سرا : امیر

شبو از پایه ویرون کن...تو که فردا تو دستاته

ببین شب‌های بعد از تو ...چقدر همرنگ چشماته

نمی‌شه باورش سخته...که راهم بی تو بی‌راهه

شبای بی تو طولانی و...روزام با تو کوتاهه

هنوزم می‌شه با دستات...پر پروازو باور کرد

شب در خود شکستن رو...تو خواب پیله پرپر کرد

بازم دریای دلتنگی...تو چشمام موج می‌گیره

یه حسی پشت اشکامه...می‌گه فردا نمی‌میره

برچسب ها: جرقه های ذهنی،

تاریخ : شنبه 21 تیر 1393 | 10:37 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : سامان جلیلی                   دانلود

منو یادت میاد یا نه...من از دیروزِ تو میام

یه مشت احساسِ آواره...هنوز جا مونده تو دنیام

نبر بیراهه ذهنت رو...منم یادی که پرپر شد

منو می‌شناسه عقلی که...یه کم کم‌حافظه‌تر شد

بگیر بالا سرت رو تا...ببینی چی اَزم مونده

تو این مدت چه آتیشی...منو این جوری سوزونده

چرا چشماتو می‌بندی...روی تصمیمِ دیروزت

منم من مردِ رویاهات...که شد این جوری پاسوزت

می‌ذاریم عشقو بازی تا...نشه تو حقمون اجحاف

یکی که بی‌طرف باشه...نذاره پاشو رو انصاف

تو و دستای بی‌رحمت...من و دنیای مجروحم

جای سالم اگه دیدی...بزن،من کوهِ اندوهم



برچسب ها: سامان جلیلی، امید علیجانی،

تاریخ : جمعه 20 تیر 1393 | 21:36 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : علی جعفری                 دانلود
تنظیم : شهاب اکبری

هر وقت هواتو می‌کنم هستی...حتی هوا دلخواهِ من می‌شه

هر چی که دارم پات می‌ریزم...دار و ندارِ من یه زن می‌شه

رنگی شده دنیام با چشمات...با سایه‌ای که پشتِ پلکاته

روشن کن این آینده رو واسم...با برقِ عشقی که تو چشماته

لب‌های تو عاشق‌ترم کرده...چه رنگِ خوبی روی لب‌هاته

تصمیمِ بوسه با توئه بانو...لب‌های من خیلی دموکراته

اصلا خرافاتی شدن خوبه...وقتی چشات تو فال می‌افته

من محو می‌شم بین لبخندت...وقتی رو گونه‌ت چال می‌افته

دیوونگی بالاتر از این که...امضا کنم واسه تو دیوونه‌م

هر روز و هر ساعت به زیباییت...به چهره‌ی تو خیره می‌مونم



برچسب ها: فرجام خیراللهی، علی جعفری، شهاب اکبری،

تاریخ : جمعه 20 تیر 1393 | 02:17 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : بکتاش                   دانلود
آهنگساز : مهدی یراحی

سخته دل کندن ولی باید بتونی...تو برای عشقِ من خیلی جوونی

من دارم فردا رو می‌بینم عزیزم...تو نمی‌تونی تو این خونه بمونی

تو نباید با خیالم،خونه رو دریا بسازی...نمی‌ذارم زندگیتو پای یک رویا ببازی

نمی‌دونم بعدِ تو قراره چی سَرم بیاد...اما تو باید بری حتی اگه دنیا نخواد

راهی بَرام نمونده،باید اَزم جدا شی...با هم غریبه می‌شیم،شاید اَزم جدا شی



برچسب ها: روزبه بمانی، بکتاش، مهدی یراحی،

تاریخ : پنجشنبه 19 تیر 1393 | 06:11 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

ترانه‌سرا : علی ذریعه

تو واسه رنج و عذابت...من واسه چشمای نازت

هردومون گریه می‌کردیم...

تو واسه صبوریات و...من واسه اون همه رازت

هردومون گریه می‌کردیم...

هردومون نمی‌دونستیم...عاشقی‌مون یه عذابه

هیچ‌کدوم فکر نمی‌کردیم...

قصه‌ی ما ته نداره...قصه‌ی ما مثل خوابه

هیچ‌کدوم فکر نمی‌کردیم...

تو و چشمات سرگذشتی...از غم و ماتمه واسم

تو چشات چقدر قشنگ بود...

وقتی بن‌بستو می‌دیدی...گفتی که بَسَّمه واسم

تو چشات چقدر قشنگ بود...

تو بریدی،نبریدم...تو گذشتی من همین‌جام

شبا خوابتو می‌بینم...

دستِ تو تو دستِ من نیست...دستِ من دستِ خودم نیست

واسه‌ی تو گل می‌چینم...

بی‌پناهی سهم من شد...سهم تو یه نقطه‌‌ی کور

ما برای هم می‌مردیم...

من که نزدیکه نباشم...تو که بودنت خیاله

ما به دردِ هم نخوردیم...

پشتِ این خطوطِ دلگیر...پشتِ این صدای ممتد

دل من می‌گیره هر شب...

یه صدا می‌گه تو خاموش...یه صدا میگه دوباره

سرِ من می‌سوزه از تب...

برچسب ها: جرقه های ذهنی،

تاریخ : چهارشنبه 18 تیر 1393 | 04:24 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : محمد اَرزبین               دانلود
آهنگساز : علیرضا افکاری

اَزم خواستی من تمومش کنم...دَرو باز کردم،نگفتم برو

دَرو باز کردم،غرورت شکست...همین جا من از دست دادم تو رو

اَزم خواستی من تمومش کنم...منی که اَزت قبله‌مو ساختم

به رویای من یک نفس مونده بود...ببین من چه جایی تو رو باختم

من اِنقدر تنها شدم بعدِ تو...که قلبم حریفِ شکستن نشد

که حتی به چشمم تمامِ جهان...یه شب قدرِ تنهاییِ من نشد

من از لحظه‌ای که تو رو باختم...یه لحظه نبودم به حالِ خودم

اگه مونده یادت به یادم بیار...چه جوری من اِنقدر تنها شدم

دَرو باز کردم هوا سرد شد...یه برفِ عجیبی تو خونه نشست

همون لحظه از دست دادم تو رو...همون لحظه‌ای که غرورت شکست



برچسب ها: محمد ارزبین، روزبه بمانی، علیرضا افکاری،

تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393 | 20:25 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

مردم از انگیزه‌های شما و صداقت شما و اهمیت رنج‌هایتان جز با مرگِ شما متقاعد نمیشوند.

تا وقتی که زنده‌اید،وضع شما برایشان مشکوک است،فقط شایسته‌ی تردید آنها هستید.

بنابراین،تنها اگر این یقین وجود می‌داشت که می‌توان از تماشای نمایش مستفیض شد،آن‌وقت به زحمتش می‌ارزید که آنچه را نمی‌خواهند باور کنند برایشان ثابت کرد و تعجبشان را برانگیخت.

ولی شما خودتان را می‌کشید و چه حاصل که آنها حرف شما را باور کنند یا نکنند؛آنجا نیستید تا تعجب و ندامتشان را،که گذشته از آن هم دیری نمی‌پاید،بپذیرید و عاقبت،بر وفق آرزویی که همه کس دارد،در تشییع جنازه‌ی خود حضور یابید.

برای اینکه وضع شما دیگر مشکوک نباشد اصلا باید که دیگر وجود نداشته باشید.

آلبر کامو
کتاب : سقوط
نشر : نیلوفر

 

برچسب ها: پاراگراف، آلبر کامو،

تاریخ : سه شنبه 17 تیر 1393 | 01:06 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : مرتضی اسکندری                      دانلود
آهنگساز : کارن همایون‌فر

(مربوط به سریال "مدینه" و یکی از بهترین‌های اخیر)

بیدارم کن از کابوسی که دم به دم با من میاد

بیدارم کن از تصویرِ یه برگِ سبز تو چنگِ باد

بیدارم کن از این وحشت،بیدارم کن...

فانوسم باش تو تاریکی که لحظه لحظه با منه

فانوسم باش وقتی این شب ستاره‌هامو می‌شکنه

فانوسم باش تو این غربت نازنینم...

با من باش،آوازِ تو صدای شهرِ بی‌صداست

لبخندِ تو خلاصه‌ی ترانه‌هاست

دستای تو برای زخمِ من دَواست...بیدارم کن...

منو ببر که خسته‌ام،که خسته از سیاهی‌ام

منو ببر به سمت صبح،منو ببر به سمت نور



برچسب ها: یغما گلرویی، کارن همایون فر، مرتضی اسکندری،

تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 21:24 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

من هم مثل همه‌ی آدم ها هستم،دنیا را به همان صورتی می‌بینم که دوست دارم باشد،و نه به آن صورتی که هست .

پائولو کوئیلو
کتاب : کیمیاگر

ارسالی از : امیر



برچسب ها: پاراگراف، پائولو کوئیلو،

تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 21:01 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

اگر انسان ماجراجویی پیشه کند،بی‌تردید تجربه‌هایی کسب می‌کند که دیگران از آن محرومند.

ما برای در پیش گرفتن این سفر،شیر یا خط انداختیم.شیر آمد؛یعنی باید رفت.و ما رفتیم.اگر خط هم می‌آمد و حتی اگر ده بار پشت سر هم خط می‌آمد،ما آن را شیر می‌دیدیم و به راه می‌افتادیم.

انسان میزان همه چیز است.نگاه من است که به همه چیز معنا می‌دهد.ما می‌خواستیم این‌گونه باشد و شد.مهم نبود که آیا شتاب‌زده تصمیم گرفتیم یا نه.مهم آن بود که گام در راهی می‌گذاشتیم که دوست داشتیم.ما به راه افتادیم و رفتیم و رفتیم.هنگامی که بازگشتیم دیگر آن آدم پیشین نبودیم.عوض شده بودیم.سفر نگاه ما را به اوج‌ها برده بود.بزرگ‌تر شده بودیم...

ارنستو چگوارا
کتاب : خاطرات سفر با موتورسیکلت



برچسب ها: ارنستو چگوارا، پاراگراف،

تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 03:47 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

این دنیا یک روز بیشتر نیست.همین یک روز است که تکرار می‌شود.صبح آن را به ما می‌دهند و شب از ما پس می‌گیرند.شبیه یک ساعتِ از کار افتاده است که همیشه همان وقت را نشان می‌دهد!

ژان پل سارتر
کتاب : شیطان و خدا



برچسب ها: پاراگراف، ژان پل سارتر،

تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 03:37 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

دوستان عزیز،از این به بعد بخش جدیدی به نام "پاراگراف" راه‌اندازی خواهد شد.در این قسمت بخش‌های زیبای کتاب‌هایی که خوانده‌ایم قرار داده می‌شود.لطفا شما هم مشارکت کنید و پاراگراف زیبا و معنی‌داری که دوست داشتید رو به صندوق پیام ارسال کنید تا در وبلاگ قرار بگیره.اگه نظر خاصی دارید خوشحال می‌شم با من در میون بذارین.ممنون


تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 03:22 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : علیرضا حق‌شناس              دانلود

(مربوط به برنامه‌ی "قبول باشه" از شبکه‌ی آفتاب استان مرکزی)

چقدر زیباست دل دادن...چقدر زیباست این جاده

دوباره دعوتم کردی...به این مهمونیِ ساده

همین احساسِ دل بستن...برای من یه اعجازه

فقط فانوس روشن کن...مسیرِ جاده‌ها بازه

می‌ترسم تو دوراهی‌ها...رسیدن غیرممکن شه

یه عاشق با دوتا قبله...نمی‌تونه که مومن شه

من از این قبله‌ی روشن...نمی‌خوام چشم بردارم

قبولم کن که این شب‌ها...یه حالِ دیگه‌ای دارم

از این دنیای دلواپس...پلی رو به تو می‌سازم

به جز آغوشِ سجاده...به هیشکی رو نمی‌ندازم

به خاک افتادم و دیدم...یکی هر لحظه با من بود

همین حسِ زمین خوردن...شروعِ سجده کردن بود



برچسب ها: احسان افشاری، علیرضا حق شناس،

تاریخ : دوشنبه 16 تیر 1393 | 03:07 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : قاسم افشار                   دانلود
تنظیم : محمدرضا چراغعلی

باید بری گلم،پایان قصه‌ته...بخشیدنم فقط از روی عادته

باید بری گلم،این حرفِ آخره...عاشق گناهتو از یاد می‌بره

بخشیدمت برو،خونَم حلالِ تو...شب‌گریه سهمِ من،گل‌خنده مال تو

بخشیدمت برو اما بدونِ من...اسمِ منو از این آزار خط بزن

وقتِ جداییه،وقتِ خدافظی...وقتی که از به من دل بستن عاجزی

هرچند رفتنت برگشتنِ غمه...هرچند زندگی بی تو جهنمه

دورم قفس زدی،بی بال و پر شدم...تا دور شدی دیوونه‌تر شدم

موندم به پای تو تا آخرین نفس...زنجیریِ تو و پابندِ این قفس

از اشتیاقِ من یک لحظه کم نشد...من با تو بودنو می‌خواستم نشد

صدبار کُشتی و نفرین نمی‌کنم...عشقِ قدیمیو نفرین نمی‌کنم

  

برچسب ها: قاسم افشار، داریوش شهریاری،

تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393 | 21:41 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات
قوی ترین مردان جهان

پستچی ها هستند

که نمی دانند چه رنج عظیمی از درد و اندوه را

با خود حمل می کنند ...

از همه قوی تر

تویی ...

که می توانی تنها با چند کلمه

کمر مرا بشکنی ...

" مژگان عباسلو "



برچسب ها: مژگان عباسلو،

تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393 | 16:34 | نویسنده : بهار اسیوند | نظرات
وقتی مردان

به تحسین از تو سخن می گویند

و زنان - به خشم ...

می فهمم

که  چقدر  زیبایی...

"نزار قبانی "




برچسب ها: نزار قبانی،

تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393 | 16:23 | نویسنده : بهار اسیوند | نظرات

خواننده : وحید حاجی تبار                دانلود

(بعد از سال‌ها انتظار،سومین آلبوم وحید حاجی‌تبار به نام "هت تریک" به زودی منتشر خواهد شد.یکی از قطعات این آلبوم رو با هم می‌شنویم)

حق با توئه اگه نخوای تو دلت...هیچ‌کسی رو حتی یه روز را(ه) بدی

تمومِ سعیِ من واسه تو اینه...که تو دلت یه روز منو جا بدی

من از بروزِ حس و حالم بهِت...یه ذره هم ترس ندارم بفهم

تویی رو که تنها امیدِ منی...دوس ندارم تنها بذارم بفهم

ببین من رُکم و روراست...باهات تعارف ندارم که

شبام با یادِ تو روشن...روزام بی تو چه تاریکه

همش دلواپست می‌شم...همش تو فکرِ تو می‌رم

توی راهی که آسون نیست...به عشقِ تو جلو می‌رم

گذشته اون‌ جوری که خواستی نبود...واسه تو خاطراتِ خوبی نداشت

دیگه نموندنِ تو دستِ من نیست...اگه بخوای می‌شه منم جا گذاشت



برچسب ها: وحید حاجی تبار، محمد وحیدپور،

تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 | 09:21 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

خواننده : مسعود امامی                     دانلود

خدا دوسم داشت که آوردت اینجا...تو رو با اون موی پریشون تو باد

اسمِ تو رو نشوند رو تاجِ بختم...خدا دوسم داشت که تو رو بهِم داد

من که کتاب نخونده بودم از عشق...من که سوادِ اون جوری نداشتم

خدا دوسم داشت که به خاطرِ تو...دستمو تو دستِ خودش گذاشتم

هر چی گره بود وا شد تا چشمِ تو پیدا شد،هر چی گره بود با دستای تو وا شد

هر چی تو بخوای باشه،هر چی تو بگی باشه،اسمِ تو فقط رو این زندگی باشه

من افتخارم تو رو دوس داشتنه...من اعتبارم به تو تکیه کرده

خدا کنه چشم نخوره این خوشی...روزای بی تو دیگه برنگرده

من افتخارم تو رو دوس داشتنه...من اعتبارم به تو تکیه کرده

الهی که چشم نخوره این خوشی...روزای بی تو بره برنگرده



برچسب ها: مسعود امامی،

تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 | 08:07 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات

ترانه سرا : ترانه سبک رو

خیلی روزا گذشته و حالا بیست و یک ساله زندگی کردم

همه چی بی‌نظیر بود اگه این بیست و یک سالو گم نمی‌کردم

پشت هر انتظار خوشبختی،پشت هربار روزو شب کردن

خیلی از لحظه‌های این همه سالو کُشتم و دیگه بر نمی‌گردن

همه‌ی روزهای رفته‌ی من پُره از مهره‌های سیاه وسفید

آدمایی که خیلی وقته کسی ازشون بازیای منصفانه ندید

بیست و یک شمع روشن رو میز،بیست و یک بغض پشت یه فوت

حال هرسال من شبیه همه،اضطرابی پُر از صدای سکوت!

برچسب ها: جرقه های ذهنی،

تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 | 03:28 | نویسنده : علی ذریعه | نظرات
تعداد کل صفحات : 85 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.